مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٤٤
كه بدن اخروى در شكل و مقدار بعينه بدن دنيوى آن نيست، بلكه از حيثيّت ذات و صورت بعينه بدن دنيوى است.
سوم: آن است كه بسيار است كه فسقه و جهّال در اين عالم، در حالتى كه شواغل حسيّه ايشان به سبب نوم يا مرضى كم مىشود، بر امور غيبيّه مطّلع مىگردند، به اعتبار اتّصال نفوس ايشان به عالم قدس. پس آن اتّصال در نزد فساد بدن و عدم اشتغال به شهوات اولى خواهد بود [پس تحقق شقاوت و تعذيب كه در السنه شرايع وارد شده است در كجا خواهد بود؟] پس بايد كه علاقه اشقيا از اجرام منقطع نگردد، و نفوس ايشان منتقل گردد به چيزى از حيوانات معذّبه در دنيا به حسب اخلاق و عادات ايشان تا آنكه معذّب توانند بود.
و جوابش: آن است كه شايد اشتغال نفوس اشقيا در آخرت از مبادى، به اعتبار آنچه ايشان را فرو گرفته است از عظائم احوال و شدائد اهوال، چنان باشد كه مطلقا به چيزى التفات نتوانند نمود، چنانكه در كلام مجيد وارد شده است. كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (مطففين، ١٥). و آيات به اين مضمون در كتاب الهى بسيار است.
چهارم: آن است كه عالمى كه آفات و عاهات و شرور و نقايص در آن [٤٩٥] موجود است منحصر به همين عالم عنصرى است، زيرا كه اكثف و أكدر و أدون همه عوالم است. و أشرف عوالم عالم عقول است، و بعد از آن عالم نفوس، پس عالم أشباح، پس عالم اجرام. و اكثف أجرام أرض است، پس عناصر و مركّبات حاصله از آنها. پس سزاوار است كه آن عالم جهنّم اشقيا باشد و دركاتش ابدان حيوانات. كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها. (حج، ٢٢).
و جوابش: آن است كه اختصاص تعذيب تام در نشأهاى مستلزم آن نيست كه بايد اخسّ نشئات باشد، بلكه بايد كه آن نشئه الطف از اين نشئه باشد تا آنكه ملاك تعذيب كه ادراك است تمامتر واقع گردد.
پنجم: آن است كه تعذّب به جهل مركّب و امثال آن كه شارع خبر داده است هر گاه ملحق به نفس گردد در حالتى كه نفس مجرّد باشد، چگونه از شيء مجرّد اين تصوّر محدود حاصل مىتواند شد، و حال آنكه قوّه تخيّل با آن نيست. و جهل مركّب بايد كه در آن