مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٦٠
و در شرح هدايه فاضل شارح مذكور است كه در نزد محققين اين قوّه مرتّب است در روح مصبوب در تجويف اوّل كه آلت حسّ مشترك و خيال است. اين قدر هست كه مشاهده اختصاص دارد به آنچه در مقدّم آن است، و تخيّل به آنچه در مؤخّر آن است. [١] و دليل بر آنكه اين قوّه غير حسّ مشترك است سه دليل است.
اوّل: آنكه براى حسّ مشترك قوّه قبول صور است، و براى خيال قوّه حفظ آنهاست.
و دليل بر آنكه قوّه قبول غير قوّه حفظ است دو امر است: يكى آنكه اگر عين آن باشد بايد از آن منفك نگردد، ديگر آنكه منشأ قبول امكان و استعداد است و منشأ حفظ وجوب و فعليّت، پس دو حيثيّت خواهد بود غير يكديگر.
و جواب از اعتراضى كه بر اين وارد آوردهاند، كه اين مبتنى است بر قاعده: الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد، از آنچه پيش از اين مذكور شد ظاهر مىگردد.
دوم: آنكه حسّ مشترك حاكم بر محسوساتى است كه براى آن حاصل مىگردند، و خيال حاكم نيست، بلكه حافظ است بتنهايى، و شىء واحد هم حاكم و هم غير حاكم نمىتواند بود.
و اعتراض بر اين دليل آن است كه مىتواند شد قوّه واحده [٤٠٥] گاهى حاكم باشد و گاهى حافظ.
سوم: آنكه صور محسوسه گاهى مشاهدند و گاهى متخيّل، و مشاهد غير متخيّل است، پس حسّ مشترك آنها را مشاهده مىنمايد، و خيال تخيّل مىكند، پس دو قوّه متغاير خواهند بود.
و امام رازى بر اين وجه اعتراض نموده است كه صور معقوله گاهى مشاهد نفساند و گاهى نفس از آنها ذاهل است، پس آن صور در آن قوت در كدام خزانه مخزون است؟
و اگر بگويند كه [اگر ملكه اقبال] نفس به مبدأ فيّاض محكم گرديد، هر وقت كه اراده ادراك آن مىنمايد بر او فايض مىگردد.
مىگوييم: چه مانع است از آنكه در صور خياليّه نيز بر اين نحو باشد، و در هر وقت
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٩٩.