مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٤٧
نيست مسلّم است. و غير از اين صحيح نيست، زيرا كه هر چه معقول واجب است معلول او است سواى ذات مقدّس خودش، و چگونه مىتواند شد كه معلول در مرتبه وجود مصادف با علّت يا مقدّم بر او باشد.
و چنانكه در ايجاد واجب اشيا را نبايد كه وجود اشيا در مرتبه ذات او باشد، بلكه بايد كه وجود آنها تابع وجود و ايجاد بارى و صدور آنها از او باشند؛ همچنين در عاقليّت واجب آنها را نبايد كه صور عقليّه آنها در مرتبه ذات باشند، بلكه همان قدر لازم است كه به حيثيّتى باشد كه اضافه عالميّت لازم او باشد. و اللّه اعلم بحقيقة الامر.
مترجم گويد كه «خلاصه تحقيق مصنّف قدّس سرّه در اين مقام در علم بارى تعالى به اشيا راجع است به اينكه چون پيش از اين معلوم شد كه فاعليّت و عالميّت در هر ذى ادراكى معنى واحد است كه به دو اعتبار ملحوظ مىگردد كه هر دو معنى حصول چيزى است براى چيزى، و در اوّل اين فصل مبيّن گرديد كه علم به علّت به همان حيثيّت كه علّت است علم به معلول است، و اين مقدّمه نيز معلوم شد كه واجب الوجود علّت تامّه همه موجودات است به حسب ذات، نه به اعتبار امرى خارج، لأنّه خالق كلّ شىء، و كلّ إليه راجعون، و چون در فصل مقدّم معلوم شد كه علم بارى به ذات خودش به حسب ذات است نه به اعتبار امرى ديگر، پس به معلولاتش نيز همان علم به ذاتى خواهد بود كه به حسب ذات است، پس چنانكه ذاتش بنفسها مبدأ و علّت وجود همه اشياء است علم به ذاتش كه به حسب ذات است مبدأ علم به جميع موجودات است، و به انكشاف ذات خودش بذاته بر خودش جميع اشيا بذواتها بر او بذاته منكشفاند اگر چه به حسب اعتبار علم به اشياء در مرتبه مؤخّر از علم به ذاتند. و اللّه أعلم بحقائق الامور».
فصل چهارم در بيان قدرت بارى تعالى
قدرت صفتى است مؤثّر بر وفق علم و اراده، پس هر صفتى كه مؤثّر نباشد- مانند علم و اراده در غير واجب تعالى- قدرت نيست، اگر چه تأثير قدرت بر اين دو موقوف است.
و همچنين هر صفتى كه مؤثّر باشد امّا نه بر وفق علم و اراده- مانند طبايع بسايط و مركّبات جماديه- نيز قدرت نيست. و در آنكه علم و اراده واجب در اين تعريف داخل است باكى