مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٤
باطن از ملكات رديّه و اخلاق دنيّه. سوم تحلّى نفس به صور قدسيّه. چهارم فناء آن از ذات خود و ملاحظه جمال ربّ الأرباب و جلال او، [٤٢٠].
و كيفيّت ترقّى نفس در اين مراتب، بر طبق آنچه فاضل شارح در شرح هدايه مىگويد، آن است كه انسان در اوّل ولادت مثل باقى حيوانات است كه به غير اكل و شرب چيزى را نمىشناسد، و بتدريج باقى صفات از شهوت و غضب و حرص و حسد و بخل و غير اينها در او ظاهر مىگردد. و همه آنها نتايج احتجاب و بعد از معدن وجود و صفات كماليّه است، و بالحقيقه حيوانى است منتصب القامة كه افاعيل مختلفه به حسب ارادات متنوّعه از او صادر مىگردد و او از حق در حجب ظلمانيّه ساتره است.
پس اگر از خواب غفلت و جهل بيدار شد و دانست كه وراى اين لذّات بهيميّه [لذّات] ديگر و فوق اين مراتب مراتب كماليّه ديگر هست، و از اشتغال به منهيّات شرعيّه تايب گرديد و به سوى حق تعالى بازگشت نمود، و براى طلب كمالات اخرويّه به عزم تام شروع در ترك فضول دنياويّه نمود و به سلوك سبيل اللّه متوجّه گرديد، و از مقام نفس مهاجرت كرد، و از هر چه در طريق عايق مقصود باشد زهد ورزيد، و از هر خاطر ردى كه وارد بر قلب گردد و او را مايل به غير حق گرداند پاك شد، و بعد از اتّصاف به ورع و تقوى و زهد پيوسته به محاسبه نفس خود را در افعال و اقوال اشتغال نمود، و نفس را در هر چه امر نمايد هر چند به خير و عبادت باشد متّهم دانست: براى او لوامع انوار غيب ظاهر مىگردد، و ابواب ملكوت بر روى خاطرش گشوده مىشود و مرّة بعد اخرى لوايح نوريّه بر او لايح مىگردد، و امور غيبيّه را در صور مثاليّه مشاهده مىكند.
و چون طعم چيزى از آنها را چشيد در عزلت و خلوت و ذكر و مواظبت بر طهارت تامّه و عبادت و مراقبت و محاسبت رغبت مىنمايد، و از مشاغل حسّيّه بكلّى اعراض مىنمايد و دلش از محبّت آنها خالى مىشود، پس بالكلّيّه باطنش متوجّه حق مىگردد، و وجد و سكر و وجدان و شوق و عشق و هيمان براى او ظاهر مىشود و او را محو مىگرداند و از نفس خود غافل مىسازد، پس حقايق سرّيّه و انوار غيبيّه را مشاهده مىكند، و تمام مشاهده و معاينه و مكاشفه [٤٢١] براى او متحقق مىگردد، و انوار حقيقيّه گاهى بر او ظاهر مىشود و گاهى مختفى مىگردد، تا آنكه او متمكّن گردد و از تلوين خلاص شود و سكينه