مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٢٣
است، و نه امرى است خارجى، و نه اراده و اختيار براى آن هست، و ممكن نيست كه جسم را حركت ندهد يا به جهتى ديگر حركت دهد، و با اين همه مضادّ با مقتضاى طبيعت جسم نيست، اين قدر هست [٢٥٩] كه طبيعت آن فيضى از نفس است كه به حس تصوّر نفس متجدّد مىگردد. پس از اين ظاهر گرديد كه مبدأ حركت فلك طبيعت فلك نيست، و قسر نيز نيست، پس لا محاله اراده خواهد بود. [١]
فصل نهم در بيان آنكه محرّك فلك از مادّه مجرّد است
يعنى قوّه محرّكهاش كه به اراده تحريك مىنمايد قوّه حيوانيّه منطبعه نيست، بلكه نفس مجرّد از مادّه است.
صاحب اراده كلّيّه و تعلّقش به جرم فلك تعلّق انطباع نيست، بلكه تعلّق تدبير و تصرّف است، مانند تعلّق نفس ناطقه به بدن انسان. و دليل بر اين، به طريقهاى كه در فنّ طبيعى مناسب است، آن سبب كه قوّه محرّكه فلك را قوّه بر افعال غير متناهيه هست، و چيزى از قواى جسمانيّه را قوّه بر افعال غير متناهيه نيست، پس قوّه محركه فلك از قواى جسمانيّه نيست. امّا بيان صغرى چون در نزد ايشان به ثبوت رسيده است كه حركت فلك غير متناهى است، پس بايد كه براى محرّك آن قوّه بر افعال غير متناهى باشد. و بيان كبرى پيش از اين معلوم شده است. و اين برهان به اعتبار جهت مبدأ است.
و برهانى ديگر به اعتبار جهت غايت بر آن اقامه مىنمايند. و تقريرش اين است كه غرض فلك در حركت، حيوانى نمىتواند بود، زيرا كه نه نموّ براى آن هست و نه تغذّى، زيرا كه كون براى آن نيست كه غرضش شهوانى باشد و مزاحمى ندارد، و خرق و فساد براى آن طارى نمىتواند شد كه غرضش غضبى باشد، و اغراض حيوانيّه از اين دو بيرون نيست. پس بايد كه مرادش مراد عقلى و ادراك كلّى باشد. [٢]
[١] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٤٥- ١٤٨.
[٢] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٤٨.