مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٠٤
و امّا آنچه ارباب مكاشفات ادّعا نمودهاند از وحدت وجود مطلق، و سريان حقيقت حق در جميع ذرّات و حقايق، و ظهور آن حقيقت در جميع مظاهر و مشاهد، و تجلّى آن بر همه قوابل و مجالى معنى ديگر است كه ادراكش به انظار بحثيّه و ابحاث فكريّه ممكن نيست.
فصل سيزدهم در بيان آنكه تعقّل نفس به واسطه آلت جسدانيّه نيست
زيرا كه اگر به واسطه آلت باشد بايد كه در نزد ضعف بدن در كبر سن كلال بهم رساند، مانند ساير حواسّ و قواى جسمانيّه. و چنين نيست، زيرا كه بدن بعد از چهل سال رو به نقصان مىگذارد و قوّه عاقله شروع در كمال مىكند. و خرافتى كه عارض شيخ فانى مىشود به جهت ضعف در قوّه عقليّه نيست كه به سبب ضعف در بدن ضعيف شود، بلكه به جهت استغراق نفس است در تدبير بدن كه تركيبش مشرف است بر انحلال. و شكّى در آن نيست كه استغراق در امر بدن مانع از تعقّلات مىگردد.
و اگر كسى گويد: كه حدوث خرافت [٤٥٢] در آخر عمر دليل است بر آنكه ادراك قوّه عاقله به آلت جسدانيّه است.
مىگوييم: كه اصل حجّت قياس استثنايى است كه تالىاش متّصله كلّيّه موجبه است.
و نقيض تالى كه سالبه متّصله جزئيّه است استثنا شده است. و منتج نقيض مقدّم است به اين صورت: كه اگر تعقّل نفس به آلت جسدانيّه باشد بايد كه در هر وقت و هر حال كه كلال پيدا كند كلال در تعقّل عارض نفس گردد، و چنين نيست كه در هر حال كه آلت كلال بهم رساند در تعقّل نفس كلال بهم رسد، پس تعقّل نفس به آلت بدنيّه نيست.
و معارضه خصم اين دليل را راجع است به آنكه اگر عدم كلال نفس در تعقّل با كلال آلت دليل است بر آنكه تعقّل نفس به آلت نيست، وجود كلال در تعقّل با كلال در آلت دليل است بر آنكه تعقلش به آلت است.
و اين سخن باطل است، زيرا كه استثناء است از عين تالى و آن منتج نيست. و توضيحش اين است كه وجود فعل از چيزى در وقتى دليل است بر آنكه او فاعل است. امّا