مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٦٠
مطابق است و تفاوت را در آن راهى نيست.
و ديگر آنكه حسّ در ادراك غلط بسيار مىكند، چنانكه شمس را به قدر اترجهاى مىبيند، و حال آنكه مقدار جرم آن يكصد و شصت برابر جرم زمين است. و امّا عقلى كه قوانين عقليّه منطقيّه را مراعات نمايد و از معاصى و ادناس مطهّر باشد و وهم و وسواس مزاحم او نباشد از غلط و خطا معصوم خواهد بود.
و امّا از حيثيّت مدرك: مدركات حس اجسام و اعراض مادّيهاند و مدركات عقل ماهيّات كلّيّه ازليّه و ذوات نوريّه عقليّهاى است كه تغيّر را در آن راهى نيست، و ذات حقّ اوّل است كه هر كمال و جمال و بهائى كه در عالم است صادر از او است. پس لذّت حسّيّه را به لذّت عقليّه قياس نمىتوان نمود.
فك عقدة
گاهى مىشود كه مدركى كه موجب لذّت وافر است حضور بهم مىرساند و انسان را شعور به آن لذّت حاصل نمىشود، به سبب آنكه از آن غافل است يا مشغول به غير آن است، مثل متفكّرى كه از الحان طيّبه غافل باشد، يا به سبب آنكه مبتلاست به مرضى كه مزاج و طبع او را تغيير داده است، مانند كسى كه به مرض بوليموس مبتلا باشد و از اكل طعام لذّت نيابد به آنكه جميع اعضايش به غذا محتاج است. و سببش آن است كه در معده و آلات هضمش آفتى هست كه او را از شهوت طعام منع مىكند.
و گاهى مىشود كه عروض آفت، مكروه در نزد طبع اصلى را لذيذ مىگرداند، مانند كسى كه از خوردن گل لذّت مىبرد. و بسا باشد كه اين حالت به سبب طول الفت و مؤانست به چيزى حاصل شود، مثل آنكه از اكل چيزى ترش لذّت يابد. و گاهى عدم ادراك لذّت به اعتبار ضعف قوّه مدركه مىباشد، چنانكه ضعيف البصر به اندك روشنى متأذّى مىگردد و اگر چه موافق و لذيذ باشد نسبت به طبع سليم.
و به آنچه مذكور شد مندفع مىگردد سؤالى كه در اين مقام وارد آوردهاند، و آن سؤال اين است كه: اگر عقليّات الذّ از حسّيّات باشد بايد كه لذّت ما به علوم و الم ما به جهل زيادتر از لذّت ما به حسّيّات و الم ما به فقد آنها باشد و حال آنكه چنين نيست.
و وجه دفعش: آن است كه سبب آن خروج نفس است از مقتضاى طبع اصلى به واسطه عادات رديّه و آفات عارضه و حصول الفت به محسوسات و اشتغال نفس به مقتضاى