مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٦١
از هم جدا نمىتوانند شد. و خلاص از ظلمات [٥١١] سه نوع اوّل به نور هدايت مستفاد از شرع و عقل حاصل مىتواند شد.
و اوّل قوّهاى كه در نفس آدمى حادث مىگردد بهيمى است، و به اين سبب در كودكى شهوت و شره بر او غالب مىباشد. و بعد از آن سبعى است كه موجب غلبه معادات و مناقشه مىگردد، و بعد از آن خلق شيطانى است كه مكر و حيله خدعه غالب مىگردد. و اوّلا قوّه شهويّه و غضبيّه او را مىكشانند كه كياست را در طلب دنيا و قضاء شهوت و غضب صرف نمايد، پس صفات كبر و عجب و افتخار و طلب علوّ در او ظاهر مىشود، و بعد از آن عقل در او خلق مىشود و نور ايمان به عقل ظاهر مىگردد، و جند عقل در نزد چهل سالگى كامل مىشود، و اصلش در اوّل بلوغ ظاهر مىشود.
و امّا جنود شيطان كه سه نوع اوّل بوده باشد پيش از بلوغ به سوى قلب سبقت مىگيرند و بر آن مستولى مىشوند و به نفس الفت مىگيرند، و نفس در شهوات آنها را متابعت مىكند. تا آنكه نور عقل وارد مىشود و قتال و تطارد در معركه قلب برپا مىشود.
پس اگر عقل ضعيف باشد شيطان و لشكريانش بر قلب مستولى مىشوند، و قلب مقرّ آنها مىگردد، و انسان يا ابليس و جنودش يار مىشود. و اگر عقل به نور علم و ايمان قوى باشد تمامى قوى او را مسخّر مىشوند و در سلك ملائكه محشور مىشوند. وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ. [١] (لقمان، ٣٤)
فصل چهارم در بيان كيفيت ارتقاء مدركات از منازل ادنى به منزل اعلى
بدان كه براى هر معنى معقولى ماهيّت كلّيّهاى هست كه منافى اشتراك و عموم نيست. مانند انسان مثلا، كه ماهيّت انسانيّه از آن حيثيّت كه طبيعيّه است تصوّرش از وقوع اشتراك در ميان كثيرين ممتنع نيست، و من حيث هي هي نه اقتضاى توحيد مىكند و نه اقتضاى تكثير و نه معقوليّت و نه محسوسيّت و نه كلّيّت و نه شخصيّت.
پس چون اين طبيعت در مادّه خارجيّه حاصل گردد، مقارن آن مىشود چيزى از كم و
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٩، ص ٩٣.