مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٧٠
ديگر. و اينكه اوّل تعلّق نفس به قلب است يا به روح بحثى ديگر است. و آنچه قوم گفتهاند به سبب آن است كه تعلّق نفس به بدن به جهت استكمال است، و استكمال به اعمال و حركاتى كه صادر از ارواح است حاصل مىشود، و منشأ ارواح قلب است. [١] و اگر كسى گويد: كه چون تفاوت صور در كمال به حسب [٣١٠] اختلاف مراتب اعتدال است، حتّى آنكه انكسار كيفيّات به هر قدر كه تمامتر باشد نسبت مبدأ به آن اكمل و صورت فايضه بر آن افضل مىباشد، پس بايد كه صورت فايضه بر جلد انمله اكمل صور باشد، زيرا كه اعدل اعضاء است، و حال آنكه چنين نيست.
مىگوييم: كه در اعتدال همان استحقاق صورت است و بس. و مجرّد همين در فيضان صورت كافى نيست، بلكه بايد ممتزج با آن معنى محلّ تصرّف صورت و تأثيرات آن باشد، و عضو چنين نيست.
و شارح فاضل در شرح هدايه، بعد از نقل اين كلام از محاكم، مىگويد كه خلل و قصور در اين كلام بر خبير مخفى نيست، و تحقيق حق در اين مقام كه محلّ لغزش اقدام افهام است مستدعى اظهار چيزى از خبايا است.
و بدان كه بدن را جهت وحدت طبيعيّه هست به اعتبار ذات واحده شخصيّه، و جهت كثرتى نيز هست به اعتبار آنكه صاحب اجزاء متكثّره متخالفة الأمزجه است. و نفس را به بدن دو تعلّق است، يك تعلّق اجمالى و ديگر تعلّق تفصيلى. و منشأ تعلّق اجمالى مزاج نوعى واحد متميّز از امزجه انواع ديگر است، و منشأ تعلّق تفصيلى مزاج عضوى آن است. و چنانكه اعدل امزجه نوعيّه مزاج انسان است و اعدل امزجه اعضا مزاج روح بخارى لطيف است، همچنين نفس فايض بر آن از روى اجمال و بر روح بخارى و ساير اعضا به حسب ترتيب از روى تفصيل بايد كه اشرف نفوس و صور باشد.
و آنچه در كلام شيخ واقع شده است از آنكه تعلّق نفس به مجموع بدن است نظر به اعتبار اوّل است، و آنچه در كلام محقّق وارد شده است كه مزاج مستعد براى قبول نفس مزاج روح است نظر به اعتبار ثانى است، و منافاتى ميان دو قول نيست.
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٦٤- ١٦٥.