مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٣١
مقاله چهارم در ذكر زمان
و در آن شش فصل است
فصل اوّل در ذكر اختلاف ناس در زمان و ايراد حجج هر طايفه و ذكر آنچه بر قومى وارد مىآيد.
بدان كه در ميان مردم در امر زمان اختلاف عظيمى هست. چنانكه بعضى مردم وجود زمان را بالمرّه انكار نمودهاند، و بعضى آن را موجود در توهّم دانستهاند نه در اعيان خارجيّه.
و كسانى كه آن را ثابت دانستهاند به چند فرقه منشعب گرديدهاند.
و فرقهاى گفتهاند كه امر واحد نيست، بلكه نسبت امورى است به امورى ديگر. و آن نسبت اوقات است براى آن امور، و زمان مجموع آن اوقات است، و وقت عرض حادثى است كه با وجود آن وجود عرض ديگر فرض شود، مثل حضور زيد با طلوع شمس كه طلوع شمس وقت حضور زيد است.
و فرقهاى به جوهريّت آن قائلند. و بعضى از ايشان آن را جوهر قدسى غير جسمانى دانسته است. و از اين گروه بعضى گفتهاند كه واجب الوجود لذاته است، و گروهى ديگر گفتهاند كه جوهر جسمانى است و آن فلك اعلاست. و فرقهاى به عرضيّت آن قائل شدهاند و گفتهاند كه حركت است. و بعضى از اين فرقه گفتهاند كه حركت فلك زمان است نه حركات ديگر. و بعضى دوره واحده از حركت اعلا را زمان دانستهاند.
و ارسطو و اتباعش گفتهاند كه مقدار حركت است، و ابو البركات بغدادى گفته است كه مقدار وجود است، و اشاعره مذهب سوم را اختيار كردهاند، و مذهب چهارم به افلاطون و اتباعش منسوب است.
و حجّت منكرين وجود زمان چند امر است:
[حجّت] اوّل: آنكه اگر موجود باشد بايد كه منقسم باشد و الّا انقسامش به شهور و سنين و