مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٨٢
نيست، آن است كه در اكثر امر در ميان باران كه مادّهاش بخار است و باد تمانع است، و در سالى كه بخار رطب و باران بسيار است باد كم مىوزد و در سالى كه باد بسيار مىآيد باران كم مىبارد. و لكن گاهى باران معين بر حدوث رياح مىشود به سبب آنكه زمين را تر مىسازد و ارتقاء اجزاء يابسه ارضيّه را آسان مىگرداند و باعث حصول برودت در اجزاء دخان كه سبب نزول آن است نيز مىشود. و رياح گاهى معين بر تولّد مطر مىشود به آنكه اجزاء سحاب راجع مىكند و آن را فشار مىدهد و برودت آن را به اعتبار تعاقب در باطن مجتمع مىسازد.
و لكن بيشتر آن است كه مطر دخان را تر مىسازد و آن را سنگين مىگرداند و از صعود مانع مىشود و نمىگذارد كه بعضى از آن به بعضى ديگر متّصل گردد. و چون به واسطه ثقل مستفاد از رطوبت نزول نمايد حركتش ضعيف خواهد بود و محدث رياح نمىتواند شد، چنانكه رياح نيز در اكثر امر سحاب را متفرّق مىسازد و مادّهاش به حرارت خود لطيف و متفرّق مىگرداند. و بالجمله بيشتر آن است كه هبوب رياح موجب صحو مىشود.
و امّا زوبعه كه به گرد باد شهرت دارد، سبب اكثريش رياح ثقيله رطبهاى است كه نازل مىشود و به چيزى مانند ابر در حال نزول برمىخورد و به آن سبب پيچيده مىشود و با استداره نزول مىكند؛ و گاهى اعوجاج منافذ خروج دخان نيز مزيد علّت التوا و پيچيدگى آن مىگردد، چنانكه موى مجعّد گاهى سببش اعوجاج منابت آن است؛ و گاهى سببش آن است كه ريحى به جانب اسفل مىآيد و به زمين مىرسد و پهن مىشود [٣٢٤] و ريحى ديگر از جنس همان ريح آن را ملاقات مىنمايد و موجب التواى آن مىشود؛ و گاهى از تلاقى دو ريح شديد يا غير شديد حادث مىگردد».
و شيخ در شفا گفته است كه: «علامت زوبعه نازله آن است كه پيچيدگيهاى آن بالا مىرود و پايين مىآيد چنانكه گويا رقص مىكند. و علامت صاعده آن است كه پيچيدگىهايش به بالا مىرود، و گاهى مىشود كه زوبعه مشتمل است بر قطعهاى از ابر بخار مشتعل، و چنان به نظر مىآيد كه آتشى است كه دوران مىنمايد، و ريح حارّه محرقى كه به سموم اشتهار دارد سببش احتراق آن است به اشعّه سماويّه يا آنكه از بقيّه مادّه شهب حادث