مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٩٩
عقليّه جواهر جواهر قائم به ذوات و به مبدع ذواتند. و اين صور در باب وجود و تجوهر از صور خارجيّه مادّيه اقوىاند، زيرا كه صور خارجيّه در وجود محتاجند به موادّى كه متجدّدند در انفعالات و استحالات.
و بعد از آن گفته است: كه اين برهان برهانى است قاطع، لكن دلالتش بر تجرّد نفوس بعضى از انسان تمام است، و آن بعضى نفوس كسانى است كه تعقّل صور عقليّه و مشاهده آن از حيثيّت فعليّت و نحو وجود عقلى مشترك فيه توانند نمود. و اين معنى كسى را ميسّر مىشود كه تواند صورت انسان عقلى را تعقّل نمايد كه از جميع عوارض مادّيّه [٤٤٧] مانند وضع خاص و كمّ خاص و أين خاص و ساير آنچه از انسان بحت خارج است، مجرّد باشد و چيزى از مقوّمات و قوى و اعضايش از آن حذف نشده باشد حتّى آنكه آن را صاحب سر و وجه و چشم و دست و پا تعقّل نمايد بر وجهى كه در همه اينها مشترك فيه باشد، زيرا كه معنى ادراك ماهيّت كلّيّه اين است. و كم است كسى كه او را ادراك بر اين نحو ميسّر گردد. و آنچه بيشتر مردم را ميسّر شود اين است كه صورت انسانى مثلا در خيال ايشان مرتسم مىگردد و احساس به فردى ديگر نمايند متنبّه مىشوند كه اين فرد مثل آن است، و ادراك جهت اتّحاد بينهما و اينكه غير جهت اختلاف است به ادراك خيالى مىنمايند.
حجّت چهارم: قوّه عاقله غير متناهى الإدراك است، و هيچ قوّه جسمانيّه غير متناهى الإدراك نيست، پس قوّه عاقله قوّه جسمانيّه نيست، امّا صغرى به جهت آنكه قوّه عاقله ادراك أعداد كه نهايتى براى مراتبش نيست مىتواند نمود، و امّا كبرى پيش از اين معلوم شد. [١] و اعتراض بر اين حجّت به چند وجه است اوّل: آنكه مسلّم نيست كه قوّه عاقله ادراك امور غير متناهيه را دفعة واحدة تواند نمود، بلكه ادراكش غير متناهى را به معنى لا يقف است. و از اين لازم نمىآيد كه قوىّ بر ادراك غير متناهى باشد. چنانكه جسم در انقسام به حدّى نمىرسد كه ديگر قبول انقسام ننمايد، و مع ذلك تقسيمات غير متناهيه آن را حاصل نمىشود.
[١] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ٢٦٨- ٢٨٤ (با تفاوت).