مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٧٥
سطحين تضاريس باشد.
و به علامات ديگر نيز تمسّك جستهاند.
مثل آنكه هر گاه قاروره را مصّ شديد نمايند و سر آن را به انگشت محكم بگيرند و آن را بر روى آب نگونسار گردانند آب بسيار داخل آن مىشود، و اگر بعد از مص مملوّ از هوا باشد بايد كه آب در آن داخل نشود چنانكه قبل از مس داخل نمىشود.
و مثل آنكه چون خيكى را چنان از هوا خالى كنيم كه دو طرفش ملاصق يكديگر شود و سر آن را محكم ببنديم كه راه دخول هوا در آن نباشد پس دو طرف آن را گرفته از هم جدا كنيم ميان آن خالى مىماند.
و مثل آنكه هرگاه ظرفى مملو از خاكستر باشد و ما آب بر آن بريزيم مبلغ بسيار آب داخل آن مىشود و اگر در آنجا خلأ نباشد ممتنع خواهد بود.
و مثل آنكه اگر خمى پر از شراب باشد و همان شراب در خيكى كرده در آن خم گذاريم هر دو با هم در آن خم مىگنجند، پس بايد كه در شراب خلأ باشد.
و امثال اينها بعضى ديگر نيز ذكر كردهاند.
و جواب از اوّل: آن است كه چنانكه كيفيّات و حركات گاهى قسرى و گاهى طبيعى مىباشد، همچنين مقادير نيز قسرى و طبيعى مىتواند بود. و جايز است كه مادّه واحده مقدار عظيم را قبول نمايد بعد از آن كه مقدار صغير را قبول كرده باشد و حركت مص موجب سخونت است و سخونت موجب تخلخل، و چون مادّه شديد التّهيّؤ است به عود به مقدار طبيعى، پس هرگاه سردى آب ملاقى آن گردد عود به مقدار طبيعى مىكند و آب به اعتبار امتناع خلأ تابع آن مىگردد.
و از دوم [٢٠٥]: آن است كه هوا از مسامّ خيك داخل مىشود.
و سوم كذب است و از چهارم آن است كه جايز است كه تفاوت مقدار خيك در خم ظاهر نگردد براى حس، يا آنكه شراب منعصر گردد و بخار آن بيرون رود يا به تكاثف اصغر شود. [١]
[١] . صدر الدين شيرازى، الاسفار، ج ٤، صص ٥٢- ٥٥.