مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٣
پس اينها وسايطاند، و واهب غير از اينهاست. پس مراتب نفس منحصر است در نفس كمال كه عقل مطلق است و در استعداد قريباش كه عقل بالفعل است و استعداد متوسّطش كه عقل بالملكه است و استعداد بعيدش كه عقل هيولانى است.
و اگر كسى گويد كه مشاهده نظريّات مرّة بعد اخرى مقدّم است بر مخزون گرديدن آنها، پس چگونه عقل بالفعل [٤١٩] استعداد است براى [عقل] مستفاد با آنكه از او متأخّر است.
مىگوييم كه آن استعداد است براى استحضار و استرجاع كمال بعد از غيبت، و به اين اعتبار عقل بالفعل مقدّم است بر او، نه براى استحصال آن در ابتدا، مانند دو استعداد ديگر. و از اين جهت گفتهاند كه عقل مستفاد مقدّم است در حدوث بر عقل بالفعل و مؤخّر است از او در بقاء. و نظر به اين دو جهت تقديم هر يك از اين در ذكر بر ديگرى جايز است.
و ببايد دانست كه اين مراتب [را] قياس به هر نظرى، جداگانه اعتبار مىتوان كرد. و مىتواند شد كه نفس قياس به بعضى نظريّات در مرتبه عقل هيولانى باشد، و قياس به بعضى ديگر در مرتبه عقل بالملكه، و قياس به بعضى ديگر در مرتبه عقل بالفعل، و قياس به بعضى ديگر در مرتبه عقل مستفاد.
و اگر عقل بالملكه كه شأنش انتقال از بديهيّات است به نظريّات، در غايت قوّه اتّصال به عالم عقل باشد، به نحوى كه در اندك وقتى تمام نظريّات به طريق حدس بدون حركات فكريّه او را حاصل گردد، به قوّه قدسيّه موسوم مىگردد، به اعتبار آنكه از لوث عوايق جسميّه و كثافت علايق طبيعيّه مقدّس و مبرّاست. و استبعادى در وجود چنين نفسى نيست، زيرا كه نفوس در حدس مختلفاند: و بعضى از ايشان در بلادت و غباوت در مرتبهاى مىباشند كه اصلا حدس براى ايشان نيست، و بعضى در حدس بر بعضى ديگر زيادتى دارند، هم در كم و هم در كيف، و حدّى براى آن نمىباشد كه از آن تجاوز نكند. پس مىتواند شد كه كسى كه اكثر معقولات در زمان اندك به حدس ادراك نمايد بدون توسّط معلّم بشرى، مانند انبيا، عليهم السلام.
و براى قوّه عمليّه نيز چهار مرتبه است:
اوّل تهذيب ظاهر به استعمال نواميس الهيّه از قيام و صيام و غيرهما- دوم تهذيب