مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٦٩
شود. و حافظه در عقب آن باشد به اعتبار آنكه خزانه آن است. و متخيّله بايد كه در ميان معانى و صور واقع باشد تا آنكه اخذ از هر دو براى او به آسانى ميسّر گردد.
لكن نظر اطبّا چون مقصور بر حفظ صحّت قوى و اصلاح اختلال احوال آنهاست و محتاج به فرق ميان قوى و تبيين انواع آنها نيستند، بلكه به معرفت افعال و موضع آنها محتاجاند، اقتصار نمودهاند در بطن مقدّم به قوّه واحده، و آن را حسّ مشترك و خيال ناميدند، و به قوّه ديگر در بطن اوسط كه موسوم است در نزد ايشان به مفكّره و وهم، و به قوّه ديگر در بطن مؤخّر كه آن را حافظه و متذكره مىخوانند». [١] بدان كه در كتاب اسفار مذكور است كه اين قوى اگر چه متغاير الوجودند و بعضى از بعضى منفك مىشوند و بسا حيوانى كه براى آن بجز حسّ ظاهر نيست، و بعض ديگر خيال دارد و وهم ندارد و بعضى حفظ ندارد، لكن همه آنها در نزد كمال به يك چيز راجع مىشوند كه براى آن شئون كثيره هست. و ما بيان آن را در فصلى ايراد مىنماييم. [٢]
فصل هفتم در ذكر انسان يعنى حيوانى كه براى او نفس ناطقه هست
«و نفس ناطقه كمال اوّل است براى جسم طبيعى آلى از جهت آنكه ادراك امور كلّيّه و مجرّدات مىنمايد و مصدر افعال فكريّه مىشود. [٤١٥]، و به اختصاص دارد دو قوّه: يكى قوّه عاقله كه به آن تصوّرات و تصديقات را درك مىكند، و آن قوّه را عقل نظرى و قوّه نظريّه مىگويند؛ و ديگر قوّه عامله كه به آن قواى تحريكيّه و آلات عمليّه را استعمال مىنمايد به سوى افعال جزئيّه، به فكر و رويّه يا به الهام و حدس، بر مقتضاى آراء و اعتقاداتى كه آن افعال را تخصيص مىدهند، و اين قوّه را عقل عملى و قوّه عمليّه مىگويند. و اين دو قوّه و ساير قواى حيوانيّه و نباتيّه كه پيش از آن مذكور شد تفاصيل ذات و شروح هويّات نفس ناطقهاند در انسان». [٣]
[١] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٠٢- ٢٠٣.
[٢] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ٢١٩.
[٣] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٠٥.