مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٧٨
وجود عين ذات واجب مجرّد اصطلاحى است كه از ايشان ناشى شده است بدون آنكه فرد حقيقى از وجود موجود باشد.
و بنا بر آنچه ما اختيار نمودهايم به دلالت برهان كه وجود هر چيزى موجود است، معنى آنكه: «وجود زايد است در ممكن و عين است در واجب»، اين است كه ذات ممكن و هويّتش به حيثيتى است كه اگر قطع نظر از موجدش كرده شود موجود و واقع در اعيان نخواهد بود، زيرا كه هويّات معلوليّه به حسب ذوات به موجد محتاجاند و وجود ممكن به جعل بسيط حاصل است و وجود جاعل مقوّم وجود مجعول است. پس اگر از وجود جاعلش قطع نظر نمايند متحقّق نخواهد ماند، به خلاف واجب كه به ذات خود موجود است نه به غير، پس وجود ممكن صورت نمىگيرد مگر به واجب، پس واجب تمام وجود غير است و خود غنىّ الذّات است از وجود ما سوى. پس معلوم شد كه وجود عين است در واجب و زائد است در ممكن. [١] و در اين كتاب همين معنى را با اسلوبى ديگر ايراد نموده است به نحوى كه ابحاث از آن مندفع گرديده است و فرموده است: بدان كه معنى قول ايشان كه مىگويند: «وجود عين است در واجب و زايد است در ممكن»، آن نيست كه براى مطلق وجود انتزاعى فطرى در خارج حصول بنفسه باشد، يا آنكه در اعيان منضم به ماهيّات گردد و در حقيقت به آنها قائم باشد، بلكه مراد از عينيّت وجود در واجب و عروضش در ممكن اين است كه ذات بذاته واجب مناط انتزاع وجود اعتبارى است، يعنى به حيثيتى است كه اگر در ذهن حاصل شود عقل از آن انتزاع اين امر اعتبارى فطرى مىكند بدون ملاحظه حيثيّت ديگر، چه ارتباطى و چه انضمامى. و ممكن چنين نيست، زيرا كه ذات ممكن من حيث هى هى به نحوى نيست كه هرگاه در ذهن حاصل شود عقل تواند كه از آن انتزاع اين امر اعتبارى نمايد مگر آنكه حيثيتى ديگر سواى نفس ذاتش با آن ملحوظ گردد، و آن حيثيت انتساب و صدور است از موجب تام. و بودن وجود خارجى عبارت است از بودن حيثيّت انتزاع آن در خارج، و بودن وجود ذهنى عبارت است از بودن آن حيثيّت در ذهن.
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٦، صص ٥٠- ٥٥.