مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٢٩
بصر و شمّ و ذوق و لمس. و كسانى كه حواسّ ظاهره را هشت دانستهاند، لامسه را چهار قوّه دانستهاند، حاكم در ميان حارّ و بارد، و حاكم در ميان رطب و يابس، و حاكم در ميان صلب و لين، و حاكم در ميان خشن و أملس. و گفتهاند كه چون مظهر كلّ اين قوى جلد است چنين گمان شده است كه لامسه قوّه واحده است.
و امّا قواى مدركه باطنه: اين است كه مدرك جزئيّات است و يا اين است كه مدرك كلّيّات است و مدرك جزئيّات يا مدرك بتنهايى است و يا هم مدرك است و هم متصرّف. و اگر مدرك بتنهايى است يا مدرك صور جزئيّه است و يا مدرك معانى جزئيّه. و مراد به صور جزئيّه مثل خيالى است كه از زيد و عمرو حاصل گردد، و مراد به معانى جزئيّه مثل ادراك اين است كه اين شخص صديق است و آن شخص عدوّ است.
و مدرك صور جزئيّه حسّ مشترك است، و آن قوّهاى است كه كلّ صور محسوسات ظاهره در نزد او جمع مىشوند.
و مدرك معانى جزئيّه وهم است، و براى هر يك از اين دو قوّه خزانهاى هست، و خزانه حسّ مشترك خيال است، و خزانه وهم حافظه است و قوّه متصرّفه آن قوّه است كه در مدركات مخزونه در آن دو خزانه تصرّف مىنمايد به تركيب و تحليل. و اين قوّه را اگر قوّه وهميّه حيوانيّه استعمال نمايد آن را متخيّله مىگويند، و اگر قوّه ناطقه آن را استعمال نمايد مفكّرهاش مىگويند.
و مسكن حسّ مشترك [و خيال] بطن مقدّم از دماغ است، و مسكن متصرّفه بطن اوسط است از دماغ، و مسكن وهميّه نيز بطن اوسط است، و مسكن حافظه بطن مؤخّر است.
و بعضى قوّه حيوانيّه را عبارت از مجموع اين قوى دانستهاند، و بعضى نفس را قوّه وهميّه گرفتهاند و ساير قوى را تابع آن دانستهاند. و حامل همه آنها روح بخارى است كه مشاكل جوهر سماء است. [١]
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ٥٤- ٥٧.