مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٧٩
صورت بعد از زمانى به سبب مذكور به گوش مىرسد. و غالب اين است كه با هر برقى رعدى باشد اگرچه مسموع نگردد، زيرا كه نفوذ نار متحرّكه در سحاب البته صوتى حادث مىگردد. امّا با هر رعدى برقى باشد معلوم نيست، زيرا كه نبايد كه در حركت هر ريح عاصفى كه از ابر بيرون مىآيد مادّهاى باشد كه مشتعل گردد.
و آنچه بعضى گفتهاند، كه رعد از اصطكاك غيوم حاصل مىشود، بعيد است مگر آنكه رياح در آن بهم رسد و آواز رعد به حسب رياح خارقه و سحب مخروقه و به سبب اوضاع [٣٢٠] آنها به يكديگر و به اينكه مبدأ آن از كدام قسم است مختلف مىگردد. و صاعقه گاهى لطيف مىباشد كه در جسم متخلخل نفوذ مىكند و آن را نمىسوزاند و اگر به جسم مندمجى برخورد آن را مىگدازد. چنانكه گفتهاند كه طلا در كيسه را مىگدازد و كيسه را نمىسوزاند مگر آنچه به اعتبار ملاصقه با طلا گداخته بسوزد. [١] و فاضل شارح مىگويد كه: «به تواتر به ما خبر رسيده كه در بلده ولادت ما، يعنى شيراز، صاعقهاى بر قبّه شيخ عبد اللّه بن خفيف واقع شد و قنديلى كه در آن بقعه آويخته بود گداخت و چيزى ديگر را نسوخت». [٢] و امّا آثارى كه در جو مرئى مىگردد از قبيل شهب و نيازك و ذو ذنب و امثال آنها از دخان متكوّن مىشود، زيرا كه صعود بخار تا به آن حد ميسّر نيست، و پيش از آنكه به آن موضع برسد سرد مىشود و در دخان اجزاء ارضيّه هست كه حافظ حرارت باشد. و چون به طبقه آخرين از هوا كه به اعتبار بعد از ارض و ماء حارّ بالفعل است و به كره نار هم نزديك است برسد مشتعل مىگردد. پس اگر مادّه آن لطيف است به سرعت ملتهب مىگردد و شهب از آن حادث مىگردد. چون اجزاء آن مبدّل به نار صرف گرديد چنان به نظر مىآيد كه منطفى شده است به اعتبار آنكه نار صرف مرئى نمىشود.
«و امّا مدّ اشتعال در آن، سببش حركت نار از جانبى به جانبى ديگر نيست، چنانكه بعضى توهّم نمودهاند، بلكه سببش، چنانكه محقّق طوسى در شرح اشارات بيان فرموده است، آن است كه اوّل طرف عاليش مشتعل مىگردد و بتدريج اشتعال تا آخر آن مىرسد، و
[١] - ابن سينا، الشفاء، الطبيعيات، المعادن و الآثار العلوية، صص ٦٧- ٦٩.
[٢] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٧٠.