مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦١٠
و به اين طريق بر آن استدلال نماييم كه اگر اله متعدّد باشد تعالى اللّه عن ذلك لازم مىآيد كه عالم جسمانى و آنچه به آن منوط است متعدّد باشد، و اللّازم باطل فالملزوم مثله.
چنانكه از قول حق سبحانه و تعالى ظاهر مىگردد كه: إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ (مؤمنون، ٩١)، و اللّه أعلم بحقائق آياته و رموز كلماته.
تنبيه
ارتباط موجودات به يكديگر بر رصف حقيقى و نظم حكمى دليل است بر آنكه مبدع آنها واحد محض است. و چنانكه هر يك از اعضاى شخص واحد انسانى با آنكه از ساير اعضا به حسب طبيعت ممتاز است، امّا از آن حيثيّت كه به تأليف واحد مؤتلف و به ارتباط واحد مرتبطاند و بعضى از بعضى نفع مىبرند و منتظم در نظم واحدند دالّند بر آنكه مدبّر و ممسك آنها از تفرّق و انحلال قوّه واحده و مبدأ واحد است؛ همچنين اجسام و قواى عالم با آنكه از يكديگر منفصل و هر يك به طبيعتى خاصّ منفردند و به فعلى خاص از يكديگر ممتازند، امّا از آنجا كه در يك نظام منتظم و در ميان آنها ايتلاف طبيعى هست دلالت دارند بر آنكه مبدع و مدبّر و ممسك رباط ايشان واحد حقيقى است كه آنها را برپا مىدارد به همان قوّتى كه آسمانها و زمينها را نگاه مىدارد كه از وضع و مكان خود زايل نمىگردند، زيرا كه اگر دو صانع باشد بايد كه صنع هر يك از صنع ديگرى ممتاز باشد. پس ارتباط منقطع و انتظام مختل خواهد گرديد، چنانكه حقّ تعالى مىفرمايد كه: إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ (مؤمنون، ٩١).
و چنانكه حركات رقص متباين و متضادّ است و مشتمل است بر قبض و بسط و تعويج و تقويم در اعضا و سرعت و بطء در حركات: امّا از آنجا كه مجموع آن منتظم و متناسب و متوحّد است و مشتمل است بر نظم عجيبى كه موجب سرور ناظران مىگردد دلالت مىكند كه نظمى تأليفى كه ظلّ وحدت حقيقيّه طبيعيّه است در آن موجود است، كه اگر آن وحدت نباشد مختلّ النّظم و مشوّش الوضع خواهد بود، به نحوى كه طباع از آن متنفّر باشند؛ همچنين جبلّت عالم با تفنّن در حركات و تخالف در اشكال و تغيّر به همين وحدت طبيعيّه اجتماعيّه دلالت مىكند بر وحدت حقيقيّه حقّه. فسبحان من جعل الموجودات العالية على كثرتها متشاكلة من وجه، و متمايزة من وجه، و متّحدة من وجه، و متفرّقة من وجه، و متشوّقة