مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٤٨
قبول نمايند. پس اگر فرض كنيم كه در ميان نار و جسم متسخّن از آن جسم متوسّطى نباشد تسخين و تسخّن متحقق نمىگردد، به جهت عدم رابط. و همچنين اگر ميان شمس و ارض جسم متوسّطى نباشد ارض نه قبول ضوء از شمس مىكند و نه قبول سخونت.» [١] اين است خلاصه آنچه فاضل علامه مذكور در اسفار فرموده است، جزاه [اللّه عن] الطّالبين خير الجزاء.
و ديگر از جمله حواس ظاهره شمّ است
و آن قوّهاى است در دو زائده كه در مقدّم دماغ واقعاند و شبيهاند به حلمه ثدى كه به توسّط هوا ادراك روايح مىنمايند. و اين قوّه بعد از سمع و بصر الطف از قواى ديگر است. [٣٩٢] و از مباحث شم يكى آن است كه آيا هواى متوسّط متكيّف به كيفيّت ذى الرّايحه مىشود و به خيشوم مىرسد، يا آنكه اجزاء لطيفه از ذى الرّايحه منفصل مىگردد و آن اجزاء به آلت شم مىرسد بدون آنكه هوا متكيّف به آن كيفيّت گردد.
و كسانى كه به طريق دوم معتقدند مىگويند كه اگر انفصال اجزاء نباشد بايد كه حرارت مهيّج روايح نباشد و برودت آن را فرو مىنشاند و حال آنكه به دلك و تبخير روايح افزون مىگردد. و ايضا تفّاحه را مىبينيم كه از كثرت شم مىكاهد.
و طايفه ديگر احتجاج نمودهاند كه اگر رايحهاى كه محافل را مملو مىسازد به واسطه چيزى باشد كه از ذى الرّايحه منفصل گردد بايد كه در وزن و حجم آن نقصان بهم رسد.
و ايضا احتجاج نمودهاند كه هر گاه صاحب رايحه را بخور نماييم مانند كافور كه جميع اجزاء آن فانى گردد از آن رايحه منتشر مىگردد. امّا اگر همان قدر را نقل به مواضع بسيار نماييم با تقسيم هر جزئى را در موضعى بگذاريم أضعاف رايحه را كه از بخور حاصل شده است حاصل مىگردد و اگر به انفصال اجزا بود نبايست كه اين قدر تفاوت در آن بوده باشد.
و حق آن است كه هر دو شق محتمل بلكه واقع است.
و جمعى ديگر گمان كردهاند كه ذى الرّايحه در شامّه اثر مىكند بدون تكيّف هوا يا
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، صص ١٩٩- ٢٠٠.