مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٨٠
و ازمنه يا آنكه ترتيب در آن نباشد، مانند نفوس ناطقه غير متناهيه، دليل بر تناهى آنها موجود نيست و عدم تناهى را محتمل است. [١]
فصل دوم در اثبات تناهى ابعاد اجسام
و حكما را [٢٠٩] ادلّه كثيره براى اين مطلب هست، و اشهر براهين ايشان برهان سلّم است كه از قدماى حكما موروث است. و اين برهان غير برهان ترسى است كه مبتنى است بر اثبات شش مثلّث متساوى الأضلاع و الزّوايا، و اينكه هر زاويه از آن مساوى دو ثلث قائمه است، و ايضاح اين معانى محتاج است به مقدّمات هندسيّه بسيار.
و تقرير اين برهان، بروجه مذكور در شرح هدايه فاضل شارح علّامه، آن است كه اگر امتداد صورت جوهريّه غير متناهى باشد امكان انحصار غير متناهى موجود باشد و وجود ساق مثلّث كه از مبدأ و احد اخراج شده باشد ممكن خواهد بود. و معلوم است كه هر قدر كه ساقين درازتر شوند انفراج ميان آنها بيشتر مىشود، و هر گاه ساقين غير متناهى باشند بايد كه انفراج بينهما نيز غير متناهى باشد، پس بعد بين السّاقين كه محصور در ميان دو ساق است غير متناهى خواهد بود، و اين محال است.
و شيخ رئيس در شفا بر اين دليل اعتراض نموده است به اينكه: «وجود بعد غير متناهى در ميان دو خط متصوّر نيست و اگر چه بعد بين الخطّين تا به غير نهايه متزايد باشد، زيرا كه از تزايد بعد وجود بعد غير متناهى لازم نمىآيد، بلكه هر بعدى كه فرض شود زايد بر بعد تحت خواهد بود به قدر متناهى، و زايد بر متناهى به قدر متناهى متناهى مىباشد، مانند مراتب اعداد كه تا به قدر غير متناهى متزايد مىتواند بود، و هر مرتبه در نظام غير متناهى متناهى است، و بر مرتبه تحتش به غير از يك زيادتى ندارد.
و بعد از اين اعتراض، برهان مذكور را تقرير نموده است به اين نحو كه دو نقطه مقابل يكديگر بر دو ساق فرض مىكنيم و ميان آن دو نقطه به خطّى وصل مىنماييم كه وتر زاويه تقاطع باشد و آن را بعد اصل مىخوانيم و خطوط عرضيّه غير متناهيه متوازيه [٢١٠] با بعد
[١] . ابن سينا، الشفاء، الطبيعيات، السماع الطبيعى، صص ٢٠٩- ٢١٠ (با تفاوت).