مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧
جلّ ذكره، چند جا چون به تعظيم نام آن مىبرد و قسم بدان ياد مىفرمايد، كه: فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ. وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (واقعه، ٧٥- ٧٦)، و بيت معمور و سقف مرفوع نامش كرده و عرش عظيم و محلّ استواء رحمن گويد.
اى متشرّع عادل و اى دقيقهشناس عاقل، اگر لحظهاى تأمّل نمايى در اين آيه، كه:
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ، وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (بيّنه، ٥)، معلومت شود كه به اين اعمال بدنى و علوم ظاهرى و اسلام زبانى و نماز اركانى و روزه دهانى و زكات نانى و حجّ زبانى، بىتصفيه باطن از غشّ اعتقادات رديّه و بدع و اهواء، و تنوير قلب از ريا و از اغراض فاسده دنيا و دواعى نفس و هوا، راه به منزل سلامت و نجات آخرت نمىتوان برد.
بدان كه علم بىنفع و عمل بىعلم نبودش بسيار بهتر است از آنكه باشد، زيرا كه صد فتنه و غرور از هر يك از اين دو زائيده مىشود كه يكى از آنها كافى است از براى اجابت دعوت شيطان و قبول وسوسه ابليس لعين. و آيات قرآنى و احاديث و اخبار در اين باب از حدّ شمار بيرون است و نقل آن در اين مختصر متعذر است. ليكن بايد كه معلوم همگنان باشد كه آنچه در باب مذمت علم بىعمل واقع شده آن علمى است كه غير مكاشفه باشد، زيرا كه دانستى معارف الهيّه از اين نقايص و عيوب و غوايل مبرّى است و از همه آفتى آزاد است، و دانستنش عين مطلوب است، و هر چند كه زياده دانسته شود به حسب كمّيت بهتر است. و امّا علمى كه متعلّق به عمل است و از علوم معاملات نه از مكاشفات است، دانستن آن به قدر عمل واجب كفائى است و زياده از عمل دانستنش وبال آخرت است. و اين معنى به وضوح پيوسته و دلايل و شواهد آن بسيار است، و اگر به ذكر آن مشغول شويم سخن به درازى كشيده خواهد شد، و آنجا كه كس است يك حرف بس است.
پس زنهار كه به علم ظاهر و صلاح بىبصيرت مفتون و مغرور نگردى، كه هر شقاوتى كه به مردودان راه يافت از غرور ظاهر و عمل بىاصل راه يافت. و آنچه در قصص انبيا خواندهاى يا از احوال شهدا و اوليا شنيدهاى، از مصيبتها و محنتها كه به خاندان نبوّت و ولايت و اهل بيت عصمت و طهارت راه يافته، اگر نيك دريابى آنها همه از نفاق و كيد اهل شيد و ريا و غدر و حيله متشبّهان به اهل علم و تقوى برخاسته. علىّ مرتضى عليه السلام نه