مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٤٠
حادث گردد و به بعضى ديگر نفوس مستنسخه تعلّق گيرد، و اين مستلزم ترجيح بلا مرجّح است. و اگر براى بعضى نفوس حادث نشود بايد كه بدن مستعدّ نفس مدّتى بىنفس بماند. و عدم مطابقه ابدان فاسده با ابدان كائنه ظاهر است، زيرا كه بسيار [٤٩٠] مىشود كه در يك روز اين قدر مورچه موجود گردد كه در سنين كثيره آن قدر انسان نمىميرد، چه جاى صاحبان حرص، و گاهى فاسدات از كائنات زيادتر مىباشند چنانكه در وباء عامّ و طوفان.
و از اين جواب دادهاند: كه زيادتى كائنات بر فاسدات در صورتى لازم مىآيد كه بايد تولّد هر نمله در روزى باشد كه حريصى كه در آن روز بميرد. و اين لازم نيست، زيرا كه مىتواند كه به انتقال حريصى باشد كه در سالهاى سابق مرده باشد، و اين نفس در ابدان كثيره تردّد نموده باشد، و امروز به بدن نمله تعلّق گيرد، زيرا كه نفس حريص در ميته اولى به بدن نمله تعلّق نمىگيرد، بلكه بعد از موتات كثيره به بدن نمله مىرسد، به جهت آنكه هر كه در او هيئت رديّهاى هست بعد از مفارقت از بدن اوّل تعلّق مىگيرد به بدن اعظم حيوانى كه مناسب آن هيئت است. پس به ترتيب از اكبر به اوسط و از اوسط به اصغر نزول مىكند تا آنكه آن هيئت رديّه از او زايل گردد. بعد از آن تعلّق مىگيرد به بدن اعظم حيوانى كه مناسب هيأت رديّه باشد كه در قوّه تالى هيئت اوّل باشد. و همچنين بتدريج نزول مىكند و به هيئت ديگر منتقل مىگردد تا آنكه آن هيئت رديّه بالمرّه از او رفع شود. و در آن وقت از عالم كون و فساد مفارقت مىنمايد، و به اوّل منازل جنان متعلّق مىگردد، زيرا كه علايق بدنيّه ظلمانيّه و هيئات رديّه جسمانيّه از او زايل شده است. و ايضا مسلّم نيست كه عدد فاسدات از انسان بيشتر از كائنات تواند بود.
و آنچه گفتهاند: كه گاهى وباى عام و يا طوفان حادث مىگردد، و در آن وقت عدد فاسدات زيادتر خواهد بود.
جوابش: آن است كه چنان امرى معلوم الوقوع نيست، و وقوع وباى عام براى جميع حيوانات در جميع نواحى ارض غير متيقّن است. و همچنين كلام در طوفان، زيرا كه مىتواند شد كه كائن از حيوانات بحريّه در طوفان اكثر از فاسد [٤٩١] از ناس باشد.
و در ابطال مذهب طايفه سوم كه تناسخ را به صعود دانستهاند، گفتهاند كه اگر نفس حيوان صامت مجرّد نباشد محال است كه از بدنى ديگر منتقل گردد به جهت آنكه جوهر