مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٦٥
فصل هشتم در ذكر محبّت بارى تعالى به خلق و كيفيّت آن
بدان كه شواهد نقليّه از آيات و اخبار براى اثبات اين مدّعا از حصر بيرون است. از آن جمله در كلام مجيد وارد شده است كه: يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ (مائده، ٥٩)، و ايضا فرموده است كه: يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ (بقره، ٢٢٢)، و ايضا فرموده است كه: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ، (صف، ٤). و از جناب ختمى مآب عليه و آله السلام مروى است كه: «إذا أحبّ اللّه عبدا لم يضرّه ذنب»، و در جاى ديگر غفران را مرتّب بر محبّت فرموده است كه: إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ (آل عمران، ٣١)، تا آخر.
و از احاديث قدسيّه است كه: «لا يزال العبد يتقرّب إلىّ بالنّوافل حتّى احبّه. فاذا أحببته»، [١] الحديث. و در حديث ديگر وارد شده است كه: «إنّ اللّه ليحبّ العبد حتّى يبلغ من حبّه له أن يقول له اعمل ما شئت فقد غفرت لك».
و آنچه به لفظ محبّت در احاديث مرويه به طريق اهل بيت صلوات اللّه عليهم اجمعين وارد شده است كه از حصر بيرون است. و براى شاهد بر اين مدّعا همين قدر كافى است كه جناب مقدّس نبوى صلّى اللّه عليه و آله به حبيب اللّه مسمّى گرديده است.
و پيش از اين معلوم گرديد كه محبّت بنده به بارى تعالى بر سبيل حقيقت است و چنان نيست كه بر سبيل مجاز بر امتثال اوامر و اجتناب نواهى اطلاق شده باشد، چنانكه جمعى از متكلّمين كه زمخشرى از ايشان است فهميدهاند. زيرا كه مبيّن شد كه محبّت و آنچه مرادف آن است عبارت است از ابتهاج به چيزى موافق، خواه موافقتش عقلى باشد يا حسّى و خواه حقيقى باشد يا مظنون، و مبيّن شد كه بارى تعالى از هر جميل اجمل است، پس همچنين دوستى حقّ تعالى بندگانش را بر حقيقت خواهد بود، نه آنكه مجاز باشد از ايصال ثواب به ازاء طاعات چنانكه آن طايفه گمان كردهاند، بلكه بالاتر از اين است.
اين قدر هست كه اطلاق اسامى بر بارى تعالى و بر ديگران به يك معنى و در يك درجه نيست حتّى آنكه اسم وجود كه اعمّ همه اشياء است شامل واجب و ممكن بر يك نهج نيست، بلكه وجودات ما سوى اللّه اظلال و اشباح وجود حقّند كه از آن حكايت مىكنند. و با
[١] . صدوق، التوحيد، ص ٤٠٠.