مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٤٩
تبخّر اجزاء و انفصال آن.
و اين گمان مردود است به آنكه بسيار مىباشد كه ذى الرائحة به مسافت بعيده دور مىشود يا معدوم مىگردد و رايحه آن تا مدّتى در موضع اوّل باقى مىماند.
و ديگر از مباحث متعلّقه به شم آن است كه انسان ابلغ حيوانات است در ادراك لطائف روايح قريبه، لكن اضعف آنهاست در ادراك روايح بعيده و در ادراك تفاصيل انواع آنها، زيرا كه رسوم روايح در نفس انسان به تحصّل تفصيلى حاصل نيست، چنانكه در مطعومات و ملموسات حاصل است. و به اين سبب براى [٣٩٣] روايح در نزد انسان اسماء وضع نشده است مگر از جهت موافقت و مخالفت، مثل رايحه طيّبه يا كريهه، يا از جهت انتساب به طعوم يا موضوع مثل رايحه حلاوت يا حموضت و رايحه ورد يا مشك يا عنبر. و امّا بعضى از حيوانات در ادراك روايح به مرتبهاى صاحب قوّتند كه به تنشّق احتياج ندارند.
و ديگر از مباحث متعلّقه به شم آن است كه از افلاطون و فيثاغورس و هرمس و غير ايشان از اقدمين نقل نمودهاند كه براى افلاك و كواكب قوّه شامّه است و در آنها روايح طيّبه هست كه از هر رايحه اطيب است.
و أتباع مشّائين اين حكايت را مردود دانستهاند به آنكه ادراك روايح مشروط به هوا و بخار است و در آنجا هوا و بخارى موجود نيست.
و اين رد ضعيف است، زيرا كه برهانى اقامه نشده است بر آنكه در ادراك مشمومات وجود هوا و بخار مطلقا شرط باشد، بلكه اين امور در عالم عنصرى شرط است. [١]
و ديگر از حواسّ ظاهره ذوق است
و آن قوّهاى است منبثّ در عصب مفروش بر جرم لسان. و بعد از لمس از ساير [قوى] اعمّ است در حيوان و أشبه است به لامسه، زيرا كه شعور به چيزى است كه ملائم بدن باشد تا آنكه آن را طلب نمايد. و ادراك ذوق نيز مثل ادراك لمس محتاج است به ملامسه، لكن مجرّد ملاقات سطح در آن كافى نيست، بلكه بايد كه ذى الطّعم در جرم لسان كه آلت ذوق
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ١٦٧- ١٦٩.