مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٢
مخدوم نيستند، و اينها در اسفل مراتب واقعاند. اين قدر هست كه اعضاء بدن طبيعىاند، و آن هيئاتى كه افعال از آن صادر مىشود نيز طبيعيّه است، و اجزاء مدينه اگر چه خود طبيعىاند، امّا اخلاق و ملكاتى كه به آنها افعال را بجا مىآورند ارادى است.
و چنانكه در اعضاى بدن عضوى هست كه رئيس مطلق است، و در هر چيزى كه عضوى ديگر در آن چيز با او مشاركت دارد افضل آن چيز براى رئيس حاصل است، و بعد از او اعضاى ديگر هستند كه رئيساند از براى پستتر از خود، و رياست آنها در تحت رياست اوّل است، پس اين اعضاء هم رئيساند و هم صاحب رئيس ديگر بر ايشان؛ همچنين رئيس مدينه اكمل اجزاء مدينه است در آنچه مخصوص اوست، و در هر چه با ديگران شريك است بهتر آن چيز براى او حاصل است، و در تحت او گروهى هستند كه هم مرءوساند و هم رئيس ديگران.
و اگر كسى بحق نظر، نظر كند مىبيند هر جمله طبيعى را [كه] حالش در اجتماع و ترتيب حال بنيه انسانى و مدينه فاضله است، كه براى آن رئيسى هست كه حالش نسبت به ساير اجزا همين حال است، بلكه هر اجتماع طبيعى هيأتش ظلّ و شبه هيأت عالم الهى و وحدت اجتماعيّه عالميّه است، زيرا كه سبب اوّل نسبتش به ساير موجودات مثل نسبت رئيس مدينه فاضله است به ساير اجزاء مدينه. چه عقول بريئه از نقايص مادّيّه در مرتبه قرباند نسبت به اوّل، و بعد از آن نفوس سماويّه و سماواتاند، و بعد از آن طبايع هيولانيّه و اجسام طبيعيّهاند، و هر يك از اينها مطابق سبب اوّلاند و اقتدا مىكنند او را. و چنين مىكند هر موجودى به حسب قوّتش. مگر آنكه آنها در اقتدا نمودن به غرض اوّل مختلفاند، بعضى اشرافاند كه اقتدا مىكنند آن غرض را بىواسطه، و بعضى ديگر اقتدا مىكنند غرضى ما فوق خود را، و همچنين تا آنكه منتهى گردد به آخر مراتب.
پس همچنين سزاوار است كه بوده باشد مدينه فاضله، بايد كه هر يك در افعال پيرو غرض رئيس باشند به ترتيب مذكور. و ممكن نيست كه هر انسانى كه اتفاق افتد رئيس مدينه فاضله باشد، زيرا كه رياست براى كسى سزاوار است كه به حسب فطرت و طبع مستعدّ رياست باشد، و صفت رياست به هيأت و ملكه اراديّه او را حاصل باشد. و هر صنعتى ممكن نيست كه به سبب آن رياست حاصل شود، بلكه اكثر صنايع خدمت فرموده مىشود