مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٧٩
مقاله سوم در احوال حركت و سكون
و در آن چند فصل است
فصل اوّل در تعريف حركت و سكون
موجود به حسب ملاحظه عقل منقسم مىگردد به موجود بالفعل از جميع وجوه، و به موجود بالقوّه من جميع الوجوه، و به موجودى كه به وجهى بالفعل و به وجهى بالقوّه باشد. و قسم اوّل قبول خروج از آن حالت كه بر آن موجود است نمىكند. و قسم دوم يافت نمىشود، زيرا كه بايد لا أقل فعليّت قوّه براى آن باشد. و ذات قسم سوم بايد كه مركّب از دو چيز باشد كه به يكى بالفعل و به ديگرى بالقوّه باشد. و آنچه به اعتبار آن بالفعل است سبقت ذاتى دارد بر آنچه به اعتبار آن بالقوّه است. و قسم اوّل كه از جميع وجوه بالفعل است بايد كه بسيط باشد. و قسم سوم كه به وجهى بالفعل و به وجهى بالقوّه است بايد كه به واسطه غير از آن حيثيّت كه غير است از قوّه به فعل تواند آمد، و إلّا ما بالقوّه ما بالقوّه نخواهد بود. و اين خروج يا دفعى است و يا تدريجى. و خروج از قوّه به فعل به معنى اعمّ عارض همه مقولات مىشود، ليكن آنچه در اصطلاح لفظ حركت بر آن اطلاق مىشود آن است كه دفعى نباشد.
و عدم اين خروج از موضوعى كه قابل اين خروج باشد سكون است.
پس حقيقت [٩٦] حركت حدوث تدريجى يا حصول يا خروج از قوّه به فعل است يسيرا يسيرا، يا بتدريج، يا بلا دفعه، و همه اين عبارات در تعريف حركت مىتوان آورد.
و كسى را نمىرسد كه بگويد كه دفعة عبارت است از حصول در «آن»، و «آن» عبارت از طرف زمان است، و زمان عبارت از مقدار حركت است، پس تحليل تعريف دفعة كه جزء اين تعريف است منتهى به حركت مىگردد. و چنين تعريفى مستلزم أخذ شىء است در تعريف نفس خودش. و همچنين هرگاه بگوييم: يسيرا يسيرا، و بالتّدريج، به