مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٦٣
مرتبه نفوسى است كه در عالم افلاكند، پس ايشان از آن حيثيّت كه مشتاقاند واجد چيزى و فاقد چيزى خواهند بود، زيرا كه به غايت قصوى از وصالى كه در حقّ ايشان ممكن است نرسيدهاند، و از آن حيثيّت كه نفوسند نوعى از فقدان و هجران لازم ايشان است. پس ايشان واجدند در عين حرمان و واصلاند در حين فرقان. پس لا محاله نوع دهشت و حيرتى ايشان را فرو گرفته است كه از آن متأذّى مىگردند تأذّى لذيذ، زيرا كه آن از جانب ارحم الرّاحمين است. و اين دو جهت در ايشان به ازاء رجا و خوف است در انسان عالم صالح.
و بعد از اين مراتب، مرتبه نفوس انسانيّه است كه در حيات دنيوى به غبطه عظمى رسيده باشند و به درستى كه اشرف احوال ايشان آن است كه عاشق و مشتاق باشند، پس شوق ايشان را بر طلب و سير سريع به جانب حقّ مىدارد. پس اگر آن حركت به مطلوب رسانيد طلب باطل و بهجت كامل مىگردد. و اين است فنائى كه در نزد صوفيّه به ولايت مسمّى است، پس به مرتبه مقرّبين سابقين فايز گرديده خواهند بود، زيرا كه براى انسان راهى به اكتساب سعادت حقيقيّه هست به اين طريق كه اوّل قوّه عقليّه خود را از مرتبه قوّه به سر حدّ فعليّت مىرساند تا همه وجود به ترتيب و هيئت و نقشى كه در واقع است در آن منتقش گردد. پس اوّل را با آنچه تالى او است از ملائكه مقرّبين و آنچه بعد از آنهاست از موجودات درك نمايد. و بسا باشد كه در اين نشأه كه اشتغال به بدن دارد اندك لذّتى را به اعتبار اطّلاع بر اين امور احساس نمايد. پس چون از اين بدن مفارقت نمايد به موت يا به حصول ملكه خلع بدن ملحق مىگردد به ملأ اعلى و رفيق ميشود با ملائكه، و در آنجاست لجّه وصول، و اين است معنى سعادت در حقّ انسان.
و تالى اين نفوس انسانيّهاند، نفوس حيوانيّه، خواه از نوع انسان باشند و خواه از انواع ديگر، و اين نفوس حيوانيّه طالب كمالات وهميّه و خيرات خياليّهاند، و به دو صنف منقسم مىگردند: صنفى سعيد و صنفى ديگر شقى.
و صنف سعيد، نفوس بشريّهاى است كه حقّ اوّل را تصوّر نمودهاند به تصوّر مثالى، و وسايط فيض وجود بارى در نظر ايشان متمثّلاند به امثله مأخوذه از جسمانيّات، و افعال باطنيّه مقرّبه و نيّات صالحه را مانند نظاير آنها از افعالى كه از خدم سلاطين و ملوك صادر مىگردد تصوّر نمودهاند، و غايات حقيقيّه را مثل غايات حسّيّه پنداشتهاند. پس گويا ايشان حكايت حقّ اوّل را عبادت مىكنند نه او را. و از اين جهت عبادات و حركات ايشان امثله