مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٣٧
و عاقل آن محتاج به آن نيست كه آن را تقشير نمايد پس به كنه آن برسد. پس معقول بالفعل خواهد بود.
اگر كسى گويد كه: عالم بودن و منكشف شدن معلومات حالتى است خارجى مغاير نفس حقيقت عالم. پس نفس حقيقت عالم مصداق صدق عالم در علم به ذات خودش نخواهد بود، زيرا كه هر چيزى به حسب ذات خود بجز ذات خود چيزى ديگر نيست، پس بايد در صدق عالم، چيزى وراء ذات به آن منضم گردد كه به آن اعتبار مصداق عالم تواند بود، پس علم به شىء نفس حصول همان شىء نمىتواند بود.
مىگوييم كه: مسلّم نيست كه عالميّت شىء مجرّد در علم به ذات خودش وصفى خارج از ذات باشد، بلكه نفس حقيقت شىء غير جسمى مصداق عالميّت او است به ذات خودش و محتاج به وضعى ديگر مغاير با نفس ذات نيست، زيرا كه صدق مفهومات متغايره بر ذات واحده استدعاى تغاير مصداقات نمىكند مگر آنكه آن صدق مستلزم اختلاف حيثيّات باشد. و اين در اين مقام يعنى در علم مجرّد به ذات خودش مسلّم نيست و اگر چه در غير آن مسلّم است.
و شيخ رئيس در تعليقات گفته است كه: «هرگاه من مىگويم كه فلان چيز را تعقّل نمودم، معنىاش اين است كه اثرى از آن در ذات من موجود شد، پس براى آن اثر وجودى و براى ذات من وجودى ديگر خواهد بود. پس اگر وجود آن اثر در غير خودش نباشد بلكه در خودش باشد، ذات خود را ادراك خواهد كرد، چنانكه در صورتى كه در غير باشد آن غير او را ادراك مىكند». [١] و هر كه توهّم كند كه: «عالم بودن مجرّد به ذات خودش وصفى است زايد بر ذات مجرّد و استدعاى مصداقى مىكند»، او را ملزم گردان به آنكه بنا بر اين بايد كه واجب حق عالم به ذات خودش نباشد مگر بعد از آنكه امرى زايد بر ذاتش متحقّق گردد. و اين قولى است فضيح و ظلمى است قبيح در نزد محقّقان.
و امام رازى بر قول حكما كه گفتهاند: «علوم مجرّدات به ذوات خود زايد بر ذوات
[١] . ابن سينا، التعليقات، ص ٧٨.