مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٧٤
او ممتنع باشد»، بر خلاف مقتضاى عقل خود سخنى گفته خواهد بود، زيرا كه كلام در امكان ذاتى است. و در صورتى كه مخالفت در ميان دو چيز به عوارض و تشخّصات باشد و يكى از آن دو موجود باشد البته آن ديگر ممكن الوجود خواهد بود به حسب ذات، و الّا اگر واجب لذاته باشد بايد كه معدوم نباشد، و اگر ممتنع لذاته باشد بايد كه اين فرد كه موجود است موجود نباشد، زيرا كه اين سه امر يعنى موادّ ثلاث از لوازم ماهيّاتاند، زيرا كه هر ماهيّتى از ماهيّات ملزوم يكى از آنها است، به اين معنى كه انفكاكش از آن محال است اگر چه در اينجا اقتضاء و تسبّبى نبوده باشد.
و آنچه مؤيد اين مطلب است اين است كه هر گاه كسى تفكّر نمايد در كيفيّت وقوع اجزاء عالم از افلاك و كواكب و أمّهات و مواليد، و احتياج بعضى را به بعضى و انتفاع بعضى را به بعضى ملاحظه نمايد، و ارتباطات منتظمه در آنها را مشاهده كند كه به هيچ وجه خللى و قصورى در آن نيست و به همان نحو واقع است كه واجب در حصول كمال كلّى و نظام جملى همان است و بس، مثل وقوع اجزاء بدن انسان در مواقع خودش براى حصول كمال جزئى و نظام شخصى؛ هرآينه خواهد دانست كه وقوع اين نظام بر اين وجه اكمل نافع در مصلحت كليّه به حسب بخت و اتّفاق نيست.
مثل آنكه غبرا بودن زمين براى آنكه شعاع در آن نفوذ نكند، و شفّاف بودن ساير عناصر براى آنكه شعاع در آنها نفوذ كند، و حرارت غريزيّه در مركّبات حاصل شود و مهيّاى حصول صور طبيعيّه گردد، و امثال اينها از امور واقعه بر وجه احسن و اليق نمىتواند شد كه به بخت و اتّفاق حاصل باشد، زيرا كه اگر به بخت و اتّفاق باشد حفظ نظام بر سبيل دوام نمىتواند نمود.
و نمىتوان گفت كه طبيعت هر يك از اين موجودات مجبول است بر وجهى كه غايت كليّه و منفعت كامله و نظام فاضل تام بر آن مترتب گردد. زيرا كه اگر عنايت بالغه و تقدير محكم نباشد حيوانات ضعيفه و اجسام نباتيّه از كجا پى به مصالح خود مىتوانند برد.
مانند نحل كه بدون تعلّم و رويّت اشكال مهندسه مىسازد، و بذر كه عروقش را به جانب اسفل حركت مىدهد و آنها را مىچسباند به جايى كه سزاوار آن باشد و غذايش را از آنجا تواند كشيد و برگ بسيار در ميان ميوهها بيرون مىآيد براى آنكه آنها را بپوشاند تا از