مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٣٠
و از جمله آن اجرام، براى قمر لون است، زيرا كه چون نورى كه در قرب و بعد به شمس به نسب مخصوصه براى آن حاصل مىشود حدس اقتضا مىكند كه از شمس باشد از او منقطع گردد آن لون ظاهر مىشود و آن حدس محكم مىگردد به آنكه چون زمين در ميان آن دو حايل شود منخسف مىشود. و بسيارى از مردم گمان كردهاند كه نور ساير كواكب هم مقتبس [٢٦٧] از شمس است».
و شيخ مىگويد كه: «گمان من آن است كه كواكب فى نفسها مضيء باشند و إلّا بايست كه شكل ضوء آنها به حسب اوضاع مختلف گردد، خصوصا در زهره و عطارد، مگر آنكه بگوييم كه ضوء نفوذ در آنها مىكند؛ و اگر صاحب لون باشند ضوء در تمام جرم به نحو واحد نفوذ نمىتواند نمود، بلكه بر همان طرفى كه به جانب شمس است مىتابد؛ و اگر صاحب لون نباشد شفّاف خواهند بود و روشن نمىتوانند شد. و اين گمان من به يقين نزديك است.
و اما قمر، شكّى در آن نيست كه ضوء و نورش مقتبس از شمس است، و در لون كدر و مايل به سياهى است، و اگر در آن سياهى نورى هم باشد مانند نورى كه از آن محسوس مىگردد نيست. و شايد كه در اصل جوهر چنان باشد كه چون نور آفتاب به طرفى از آن بتابد در ساير سطح آن روشنى بهم مىرسد، اگر چه به قدر آن طرفى كه آفتاب بر آن تابيده است نباشد، و به اين سبب باشد كه لون آن در حال كسوف شبيه نيست به لونى كه در حال هلال براى ساير اجزاء آن حاصل است.
و امّا محوى كه در وجه قمر مشاهد است، تحقيقش خالى از اشكال نيست. و شايد كه سبب آن در جوهر قمر باشد و شايد از آن خارج باشد. و در صورتى كه داخل در جوهر آن باشد مىتوان گفت كه شايد امتناعش از قبول نور به سبب آن باشد كه مشفّ است و شايد كه به سبب خشونتى يا ثلمهاى در آن باشد و يا به سبب كيفيّتى ديگر باشد كه آن كيفيّت لذاته به سبب عارضى قبول نور نكند.
و اگر در جوهر قمر نباشد، شايد به سبب ساترى باشد كه آن را از بصر مستور دارد، و شايد به سبب حصول تشكّلى در آن باشد كه مانع مشاهده جرم آن گردد. چنانكه حصول اشباح در آينه موجب آن مىگردد كه برّاقيّت آينه در حال مشاهده اشباح به نظر نيايد. و در