مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٩٨
مىگوييم: كه هر گاه مراد اين معنى باشد مىتواند شد كه اين صورت در محلّ جسمانى، مثل دماغ مثلا، به مشاهده شخص انسانى حاصل گردد، به نحوى كه اگر مرئى شخص ديگر بدل شخص اوّل بوده باشد موجب تأثيرى ديگر نگردد. و اگر ممكن باشد أخذ صورت قائمه به نفس به اعتبارى ديگر كه به آن اعتبار كلّى باشد هر چند اعتبار وحدت و شخصيّت و حلولش در نفس شخصيّه مانع از كلّى بودن آن صورت باشد، همچنين جايز خواهد بود أخذ صورت قائمه به مادّه جسمانيّه، مثل دماغ، به اعتبارى كه به همان اعتبار كلّى باشد و اگر چه به اعتبار مقدار و وضع و شكل جزئى باشد. و بالجمله صورت موجوده، خواه در نفس و خواه در جسم، مشترك فيه من جميع الوجوه نمىتواند بود، زيرا كه وحدت شخصيّه مانع از عموم و كلّيّت است.
و صاحب اسفار از اين اشكال جواب داده است كه اگر چه صورت عقليّه واحد و متعيّن و ذات هويّت شخصيّه است، لكن هويّت [٤٤٦] عقليّه و تعيّن ذهنى و تشخّص عقلى منافى آنكه صورت متساوى النّسبه به كثيرين باشد نيست و شخصيت عقلى مانع از كلّيّت نيست، بلكه مانع از عموم و كلّيّت وجود مادّى تشخّص جسمانى است كه وضع خاصّ و أين خاصّ و مقدار خاصّ از لوازم آن است، و نسبت چنين شخصى به غيرش از اشخاص جسمانيّه و هويّات مادّيّه مختلف مىگردد.
و بالجمله اعتبار كلّيّت و اشتراك صورت عقليّه غير اعتبار موجود بودن و متشخّص بودن آن نيست، زيرا كه اين وجود نحو ديگر از وجود و أشدّ و أوسع از آن است كه منحصر در حدّى جزئى باشد و جميع معانى ماهيّت في أنفسها و بحسب حدّ معناها به كثيرين حمل مىتواند شد. پس هر گاه به وجود عقلى موجود گردد بدون تقيّد به وضع خاصّ و مقدار خاصّ نسبتش به جميع مقادير و اوضاع و امكنه نسبت واحده خواهد بود، پس صورت عقليّه ماهيّت انسان از حيثيّت وجود در ميان كثيرين مشترك خواهد بود و از حيثيّت معنى و ماهيّت بر كثيرين حمل مىتواند شد.
و بعد از اين گفته است: كه در طريقه ما به ثبوت رسيده است كه تعقّل به حلول صورت معقول در جوهر عاقل نيست تا آنكه صورت جوهر عرض باشد، و اشكالات مذكوره در مبحث وجود ذهنى و در مبحث علم بارى و در اين مبحث لازم آيد، بلكه صورت