مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٤١
قارّ مقدار جسم قارّ خواهد بود و جسم ذو مقدار بدون مقدار خواهد ماند؛ جواب دادهاند به اينكه كم كه جسم در آن حركت مىكند غير قارّ نيست، به جهت آنكه اجزاى آن مجتمع مىتواند بود. اين قدر هست كه افراد كميّت اين جسم مجتمع نيست، و اين امر اقتضا نمىكند كه فردى از افراد كم در اين صورت غير قارّ باشد» و فاضل شارح هدايه، عليه الرّحمه، فرموده است كه: «أولى در جواب آن است كه براى كمى كه جسم در آن حركت مىكند فردى زمانى تدريجى هست كه متحرّك در زمان حركت از آن خالى نيست. و افراد آنيّه نيز هست كه متحرّك در هر آنى به يكى از آنها متلبّس است. پس به هيچ وجه خلوّ جسم از مقدار لازم نمىآيد، نه در زمان و نه در آن. به خلاف آنكه زمان مقدار امرى قارّ باشد، كه در اين صورت خلوّ آن امر از مقدار در هر آنى كه فرض شود لازم مىآيد، زيرا كه براى زمان فرد آنى نمىباشد. پس زمان مقدار امر قارّى نتوانست بود، پس مقدار امرى غير قارّ خواهد بود، و آن منحصر است در حركت، پس زمان مقدار حركت خواهد بود.
و بر آنكه هيئت غير قارّ بالذّات منحصر در حركت است نقض نمودهاند به امورى كه بر سبيل تدريج حاصل مىشوند، [١٦٩] مثل مقولاتى كه حركت در آن واقع مىشود، و مثل حدوث سطح غير قار و حدوث جسم تعليمى غير قار در جايى كه جسم را به آلتى قطع نمايند، و مثل خطّ غير قار كه از حركت كره بر سطح مستوى حاصل گردد. و ايراد اين اعتراض از عدم تفرقه ميان اتّصاف چيزى است به چيزى بالّذات و بالعرض». [١]
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الاثيرية، ص ١٠٩.