مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٦
بصرش مىشود كه به آن مىبيند، و سمعش مىشود كه به آن مىشنود، و قدرتش مىشود كه به آن فعل مىكند، و علمش مىشود كه به آن مىداند، و وجودش مىشود كه به آن موجود است. پس در آن حال عارف متخلّق به اخلاق اللّه خواهد بود به حسب حقيقت». [١]
فصل هشتم در بيان آنكه نفس انسانى كلّ قوى است
به اين معنى كه مدرك به جميع ادراكات منسوبه به قواى انسانى و محرّك جميع تحريكات صادره از قواى محرّكه حيوانيّه و نباتيّه و طبيعيّه همان نفس ناطقه اوست.
و بر اين مطلب چند برهان اقامه نمودهاند:
[برهان] اوّل: آنكه ما را ممكن است كه بر چيزى حكم كنيم به احكام محسوسات و موهومات و معقولات. مثل آنكه حكم نماييم به اينكه آن چيزى كه براى آن فلان لون هست فلان طعم براى آن هست، و آنچه براى آن فلان صوت هست فلان رايحه براى آن هست. و حاكم ميان دو چيز بايد كه آن دو چيز در نزد او حاضر باشند. و همچنين مصدّق بايد كه طرفين را تصوّر نمايد.
پس بايد كه براى ما قوّه واحدهاى باشد كه همه محسوسات ظاهره را ادراك نمايد، تا آنكه توانيم حكم كرد كه اين ملوّن آن مطعوم است، و همان كه اين صوت براى آن هست كه رايحه نيز براى او هست، و همچنين چون صورتى را تخيّل نماييم و بعد از آن، آن را به بصر ادراك كنيم، حكم مىكنيم كه آن صورت همين صورت زيد محسوس است، مثلا. پس بايد كه قوّهاى واحد در ما باشد كه هم مدرك صور خياليّه و هم مدرك صور محسوسه باشد تا آنكه توانيم حكم كرد كه آن صورت متخيّل همان صورت محسوس است. و همچنين چون ادراك نماييم عداوت زيد را [و صداقت عمرو را] مثلا، در نزد ما هم صورت موهوم موجود خواهد بود و هم صورت محسوس [٤٢٣]. و براى ماست كه تصرّف نماييم در صور خياليّه و معانى جزئيّه مدركه، به تركيب و تفصيل و جمع و تفريق، و حكم كنيم به اضافه بعضى به بعضى ديگر به ايجاب يا به سلب. و حكم صورت نمىگيرد مگر به حضور
[١] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٠٩- طوسى، شرح الإشارات، ج ٣، ص ٣٨٩.