مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٢٦
حمل آنهاست بر او. و بعضى ديگر از صفات اضافيّهاند، مانند مبدئيّت و مبدعيّت و خالقيّت و اماثل آنها، و اين صفات زايد بر ذاتند و از ذات و از آنچه به آن اضافه مىشوند متأخّرند، و زايد بودن آنها اخلال در وحدانيّت واجب تعالى نمىكند، زيرا كه علوّ و مجد بارى به نفس اين صفات اضافيّه نيست، بلكه به آن است كه ذاتش منشأ اين صفات است و اين به نفس ذات او است، پس علوّ و مجدش به ذات خود است نه به غير. و بعضى ديگر از صفات سلبيّه محض است مثل قدّوسيّت و فرديّت و ازليّت و امثال آنها. و اتّصاف به اين صفات برمىگردد به سلب اتّصاف به صفات نقص.
و چنانكه در صفات حقيقيّه تكثّر و تعدّد و اختلاف نيست مگر به حسب تسميه، بلكه همه آنها معنى واحد و حيثيّت واحده است كه آن حيثيّت بعينها حيثيّت ذات است، زيرا كه ذات بذاته تا كمال فرديّت مستحقّ اين اسماء است نه به حيثيّت ديگر وراى حيثيّت ذات.
چنانكه معلّم ثانى گفته است: «وجود كلّه، وجوب كلّه، علم كلّه، قدرة كلّه، حياة كلّه». نه آنكه چيزى از او حيات است و چيزى ديگر قدرت است، تا آنكه تركيب در ذات لازم آيد، و نه آنكه چيزى در او علم است و چيز ديگر در او قدرت است، تا آنكه تكثّر در صفات حقيقيّه لازم آيد؛ همچنين در صفات اضافيّه تكثّر در معنى و اختلاف در مقتضى نمىباشد و اگر چه زايد بر ذاتند. و همچنين صفات سلبيه، زيرا كه اضافات واجب به اشياء با اختلاف و تعدّد اسامى به معنى واحد و اضافه واحده راجع مىشود، و آن معنى قيّوميّت ايجابيّه است، پس مبدئيّت واجب عين رازقيّت او است و بالعكس، و اين دو عين رحمت و لطفاند و بالعكس، و همچنين در باقى صفات اضافيّه. و اگر چنين نباشد تكثّر و اختلاف آنها به اختلاف در ذات منجر مىشود. و همه سلوب به سلب واحد راجع مىشود كه آن سلب امكان است.
و از شيخ شهاب الدين سهروردى نقل نمودهاند كه گفته است كه: «بايد كه ما بدانيم و تحقيق نماييم كه جايز نيست كه اضافات مختلفه لاحق واجب گردد تا آنكه موجب اختلاف حيثيّات در او شود، بلكه براى او يك اضافه بيش نيست كه آن اضافه مبدئيّت است، و همين يك اضافه مصحّح ساير اضافات است، مثل رازقيّت و مصوّريّت و امثال آنها. و سلوب متكثّره نيز براى او نيست، بلكه همه آنها به يك سلب راجع مىشود، و سلوب ديگر تابع