مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٠
«و چنان نيست كه جمعى گمان نمودهاند، و چون آثار مبادى طبيعيّه از قبيل حرارت و برودت و جذب و دفع و إحاله و نضج و غير آنها از آثار صادره از صور عناصر در انسان ديدهاند و همچنين آثار صادره از نفوس نباتيّه مانند تغذيه و تنميه و توليد، و آثار نفوس حيوانيّه مثل حسّ و تخيّل و شهوت و غضب در او مشاهده نمودهاند و افعال و ادراكات نطقيّه و حركات فكريه را نيز در او ديدهاند پنداشتهاند كه انسان مركّب است از صورت طبيعيّه و نفس نباتيّه و حيوانيّه و انسانيّه.
و جمعى ديگر از اين طايفه، كه مرتبه ايشان در فهم حقايق اندكى از گروه اوّل برتر بوده است، چنين پنداشتهاند كه انسان نفس عاقله است و ساير مقامات امورى هستند عارض نفس انسان از ابتداى حدوثش تا آخر عمرش، به نحوى كه بدن و قواى بدنيّه نسبت به نفسش به منزله آلاتاند نسبت به صاحبان صنايع، يعنى در حقيقت و نحو وجود نفس هيچ مدخل ندارند، بلكه در تتميم افاعيل آن دخيلاند.
بلكه حق آن است كه انسان هويّت واحده است صاحب نشئات و مقامات و ابتداى وجودش اوّلا از ادنى مراتب است و بتدريج به مرتبه عقل و معقول مىرسد. و اگر براى نفس و بدن رابطه اتّحاديّه نباشد و رابطه در ميان آنها رابطه شوقيّه باشد، بايد كه سوء مزاج بدن و تفرّق اتّصال آن مولم نفس به الم حسّى نباشد، [٤١٦].
پس از آنجا كه نفس انسانيّه جوهرى است قدسى از سنخ ملكوت، براى او وحدت جمعى خواهد بود كه ظلّ وحدت الهيّه است و به ذات خود جوهر عقلى است هر گاه به موطن اصلى خود رجوع نمايد، و متضمّن قوّه حيوانيّه بجميع مراتبها از حدّ تخيّل تا حدّ احساس لمسى كه آخر مراتب حيوانيّت است هست، و همچنين صاحب قوّه نباتيّه و صاحب قوّه محرّكه طبيعيّه نيز هست، و لكن بعضى از اين مراتب در حدوث بر بعضى ديگر سبقت دارند چنانكه مادام كه نفس آدمى جنين و در رحم است درجه آن درجه نفوس نباتيّه است، و حصول اين مرتبه بعد از آن است كه درجات قواى جماديّه را طى نموده است.
پس جنين انسانى نبات بالفعل و حيوان بالقوّه است نه بالفعل، زيرا حسّ و حركت اراديّه براى آن نيست، و فصل مميّز او از ساير نباتات اين است كه حيوان بالقوّه است، و به اين فصل از انواع نباتات به حسب نوع مباين است، و چون از شكم مادر بيرون آمد نفسش