مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٦٠
بودن به آن محتاج است تا آنكه وجودش به آن محفوظ باشد و به يكى از افراد شخصيّه آن، چنانكه گذشت.
و موضح اين مقال است آنچه قوم، در بيان كيفيّت افتقار هر يك [٧٤] از هيولى و صورت به ديگرى بر وجه داير به دورى غير مستحيل، گفتهاند كه هيولى به ماهيّت و شخصيّت، سابق است بر شخصيّت صورت، و تشخّص هيولى به نفس ذات صورت مطلقه است نه به هويّت شخصيّه صورت. پس صورت به ماهيّت نه به شخصيّت اقدم است بر شخصيّت هيولى، و هم بر ماهيّت آن. و شخصيّت صورت محتاج است به هيولايى كه متعيّن باشد به تعيّنى كه مستفاد از صورت است نه از تعيّن صورت». [١]
فصل هشتم در بيان معرفت كيفيّت تركّب جسم طبيعى از مادّه و صورت
بدان كه فاضل محقق در كتاب اسفار مىگويد كه: «حق در نزد ما آن است كه تركيب ميان هيولى و صورت تركيب اتّحادى است. و بيان آن مستدعى تمهيد دو مقدّمه است:
يكى: آنكه موجودات در فضيلت وجودى متفاوتند. و بعضى از آنها در كمال به مرتبهاى هستند كه با وحدت خود عين معانى بسيارند كه آن معانى بتمامها در جايى ديگر يافت نمىشود مگر متفرّق، و بعضى چنين نيستند به اعتبار نقص در وجود. و مثال اوّل انسان است، زيرا كه در آن يافت مىشود آنچه در حيوان و نبات و جماد موجود است.
مقدّمه ديگر: آنكه تركيب بر دو قسم است يكى: آن است كه چيزى به چيز ديگر منضم گردد و براى هر يك از آن دو ذات جداگانه بوده باشد، مانند تركيب بيت از لبنات. و تركيب مثل اين مركّب طبيعى نمىتواند بود، بلكه يا صناعى است مانند بيت، و يا اعتبارى است مانند حجر موضوع در جنب انسان، و يا طبيعى بالعرض است نه بالذات مانند تركيب بعضى اجزاء حيوان با بعضى ديگر.
قسم دوم: آن است كه چيزى فى ذاته متحوّل گردد و چيزى ديگر شود و به آن كامل گردد. پس در اين قسم به جز امر واحد موجود نخواهد بود كه هم عين هر يك از اين دو
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٥، صص ١٥٢- ١٥٤.