مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥١٠
ديگر محتاج باشد كه آن را تخصيص دهد، و إلّا تسلسل لازم مىآيد. و چگونه چنين نباشد و حال آنكه تشخّص عقول به فواعل است».
و شارح هدايه گفته است كه: «در اين كلام نظر است، به دو وجه، اوّل آنكه اين قول به مذهب حكما درست نمىآيد، زيرا كه نفوس در نزد ايشان غير متناهى است [٤٥٧] و عقول فعّاله و جهات تأثيرات آنها متناهى. دوم آنكه اگر مرادش از تسلسل تسلسل ممتنع است، يعنى تسلسل در علل موجبه، لزومش ممنوع است. و اگر مراد تسلسل در معدّات است امتناعش ممنوع است». [١] طريقى ديگر، در تقرير همين دليل، بر طبق تقريرى كه در كتاب مبدأ و معاد شارح فاضل مذكور است و بر اثبات اتّفاق نفوس در نوع احتياج ندارد. و آن اين است كه: «اگر نفوس پيش از بدن موجود باشند مجرّد خواهند بود. و هر چه از مادّه و عوارض مادّه مجرّد است عارض غريب به آن ملحق نمىگردد، زيرا كه عروض هر عارض غير لازم شىء، محتاج است به قوّه قابله و استعداد سابق بر حدوث آن عارض، كه يا موجود در آن شىء [باشد]، مانند اعراض و صور و نفوس حالّه در اجسام، و يا موجود با آن باشد، مانند صورى كه به حسب ذات مجرّدند. و جهت قوّه راجع است به امرى كه في ذاته قوّه صرف باشد و به صور مقوّمه متحصّل گردد. و آن امر هيولاى جسمانيّه است و بس. پس از فرض تقدّم نفس بر بدن، اقتران آن به بدن لازم مىآيد. و اين است معنى خلف». [٢] و در كتاب اسفار دو دليل براى اين مطلب مذكور است بر غير سياقت دليل مشهور:
«يكى: آنكه اگر نفوس قديم باشند بايد كه فى ذاتها كاملة الجوهر باشند و هيچ نقص و قصور لاحق به آنها نباشد، و اگر ناقصة الجوهر نباشند بايد كه محتاج به آلات و قوى نباشند و تجدّد و استحاله ادنى مراتب جوهريّت به اعلا مراتب آن براى آنها نباشد.
و ديگر: آنكه اگر قديم باشند بايد كه نوع آنها منحصر در فرد باشد، زيرا كه در عالم ابداع انقسام و تكثّر نمىباشد، و تكثّر افراد با اتّحاد نوعى از خواصّ و اجسام و جسمانيّات است. و هر چه وجودش به استعداد و حركت و مادّه و انفعال نيست حقّ نوعش آن است كه
[١] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية، ص ٢١٥.
[٢] - صدر الدين شيرازى، المبدأ و المعاد، ص ٣١٠.