مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٤٥
تصوّرات و تصديقات خلاف واقع باشد، و معلوم است كه فايض از مبادى عاليه در صورتى كه سوء استعداد جرمى نباشد بجز مطابق واقع نمىتواند بود. پس موضوع تعذّب به امثال جهل مركّب در آخرت اگر نفس مفارق باشد تعذّبش به واسطه عدم متخيّله محال خواهد بود. و جسمى ديگر غير اجسام حيوانيّه مثل جسم فلكى چنانكه بعضى گمان كردهاند يا اجسام دخانيّه، نمىتواند بود. به بياناتى كه در مسأله معاد مذكور خواهد شد إن شاء اللّه تعالى. پس بايد كه تعلّقش به اجسام حيوانيّه باشد.
و جوابش: آن است كه اگر مراد از تجرّد تجرّد از اجسام دنيويّه و اخرويّه است مسلّم نيست كه نفوس متوسّطين از اجرام اخرويّه مجرّد گردند. و اگر مراد تجرّد از اجرام دنيوى است مسلّم است، و فسادى در آن نيست، زيرا كه براى نفس مجرّده از اجرام دنيويّه در آخرت قوّه تخيّل و ساير قوى هست. [١] «و آنچه تنبيه بر آن به جهت استبصار در باب ابطال تناسخ ضرور است.
آن است كه نفس حامل بدن است، و بدن حامل نفس نيست، چنانكه اكثر خلق گمان كردهاند، زيرا كه به گوش ايشان رسيده است كه نفس [٤٩٦] از زبده عناصر و صفوه طبايع حاصل مىگردد، و گمان كردهاند كه نفس از بدن حاصل مىشود و به قوّت غذا قوّت مىگيرد و به ضعف آن ضعيف مىشود. و اين گمانى است خطا، بلكه نفس جسم را حاصل مىگرداند و آن را متكوّن مىسازد و به جهات مختلفه مىبرد و مىآورد، و هر گاه اراده صعود بدن نمايد ثقل بدن به خفّت مبدّل مىگردد و بدن بالا مىرود، و چون اراده هبوط آن نمايد ثقيل مىشود و فرود مىآيد. امّا براى نفس بعضى ترقّيات و صعودات هست كه بدن را پيروى او در آنها ميسّر نمىشود، مثل طلوع به عالم سما و صعود به جنّت سعدا و منزل اعلا، بلكه براى نفس در اين ترقّيات، بدن نورى ضرور است، و مادام كه به اين بدن است او را ممكن نيست كه به آن عوالم صعود نمايد، چنانكه صعودش به عالم عقول مجرده و مثل افلاطونيّه ميسّر نمىگردد مگر به انفصال از ابعاد و اجرام و انقطاع از امثال و اشباح و تجرّد از كونين و رفض عالمين. پس از آنجا كه براى نفس اين ترقّيات ميسّر است اجلّ از آن است كه
[١] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٩، صص ٢٦- ٣٨، با تفاوت.