مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٠٠
به آن منسوب مىگردانند، مبدأ صدور فعل و تغيّرى است كه بر نهج واحد و بدون اراده بوده باشد.
و بيانش بر وجه تفصيل آن است كه چون در فنّ الهى مبرهن شده است كه محرّك عين متحرك نمىتواند بود، از جسم من حيث هو جسم فعل خاص صادر نمىشود، بلكه حركات و افاعيل صادره از اجسام از قوايى است كه در آنها موجود است كه مبادى افعال و آثار صادره از آنهاست. و بعضى از آنها قوّهاى است كه از آن فعل واحد بر نهج واحد بدون اراده صادر مىشود و بعضى ديگر قوّهاى است كه از آن نيز فعل واحد بر نهج صادر مىشود امّا به اراده. و بعضى ديگر آن است كه مبدأ افعال مختلفه است، امّا بدون اراده. و بعضى ديگر با مبدئيّت افعال مختلفه اراده نيز با آن هست. و قسم اوّل را طبيعت مىگويند، و قسم دوم را نفس فلكى، و سوم را نفس نباتى، و چهارم را نفس حيوانى.
و طبيعت به اين معنى جميع اجسام را حاصل است، زيرا كه ممتنع است كه جسمى يافت شود و در مرتبه وجود خاصّش قوّه مباشر فعل حركت يا سكون بر نهج واحد بدون شعور و اراده نباشد، خواه با آن قوّه ديگر از نفوس باشد و خواه نباشد، و بر تقدير وجود قوّه ديگر خواه با آن متّحد گردد و خواه نگردد.
پس از اين بيان به ظهور رسيد كه جميع اجسام از اين حيثيّت موضوع علم طبيعى است، و بر طبيعى بحث از احوال جميع اجسام كه از اين حيثيّت عارض باشند لازم است. و چون اجسام عالم منحصر است در فلكى و عنصرى، و بحث از آنها يا متعلّق است به احوال مشتركه در ميان هر دو، و يا متعلّق است به احوال مختصّه به يكى از آن دو، لهذا مباحث اين فن منقسم به سه قسم مىشود.
.
مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا ؛ ص١٠١