مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٥٩
جنس خود اشرف باشد لذّتش اقوى خواهد بود. چنانكه لذّت طعام به اندازه قوّه شهوت طعام است و لذّت جماع همچنين. و لذّت عقليّات در جنس اشرف از لذّت حسّيّات است حتّى آنكه عاقل آن را بر اين اختيار مىكند. و همچنين اگر ادراك شديدتر باشد لذّت اتمّ خواهد بود، چنانكه لذّت نظر بر وجه جميل هرگاه نزديك و در موضع روشن باشد تمامتر از لذّت ادراكى است كه از دور باشد، چونكه ادراك شىء از نزديك شديدتر است. و همچنين لذّت ادراك مدركى كه تمامتر باشد بيشتر خواهد بود. و همچنين الم به اعتبار هر يك از اين مراتب ثلاث مختلف مىشود.
قاعده پنجم: كه بمثابه نتيجه مقدّمات ماضيه است معرفت آن است كه زيادتى قوّت و شرف لذّت عقليّه بر لذّت حسّيّه به سبب آن است كه لذّات قواى حسّيّه در آلات جسدانيّه است، و هرگاه مدركاتش قوى گردد آلاتش فاسد مىشود. چنانكه لذّت بصر در ضوء است و المش در ظلمت، و ضوء قوى چشم را فاسد مىگرداند، چنانكه صوت قوى سمع را [فاسد مىگرداند] و آن را از ادراك خفى كه بعد از آن واقع شود منع مىكند. و مدركات عقليّه جليّه عقل را قوى مىگرداند و بر نور آن مىافزايد. و چگونه چنين نباشد؟ و حال آنكه قوّه عقليّه قائم به نفس خود است و تغيّر و استحاله را در آن راهى نيست و قوّه حسّيّه در جسم مستحيل است. و اقرب موجودات ارضيّه به مبدأ اوّل كه مناسبتش به آن شديدتر از ديگران است قوّه عقليّه انسان است چنانكه خواهد آمد.
و امّا ادراك عقل، به چند وجه مفارق ادراك حسّ است، زيرا كه ادراكش به همان نحو است كه مدرك در نفس الامر به همان نحو است بدون آنكه مقرون به امر غريبى گردد و حاقّ جوهر شىء و لبّ ذات آن را درك مىنمايد. و قوّه حسّيّه خلاف واقع را درك مىكند و ادراكش در حالتى صورت مىگيرد كه مدرك آميخته به غير باشد، چنانكه احساس به لون حاصل نمىشود مگر با احساس به طول و عرض و وضع و أين و امور غريبه ديگر كه از حقيقت لون خارجاند. و عقل اشيا را مجرّد از امور غريبه مىگرداند.
و ديگر آنكه ادراك حسّ متفاوت مىشود، مثل آنكه يك چيز در حال قرب بزرگ ديده مىشود و در حال بعد كوچك، و هر قدر كه دورتر مىشود كوچكتر به نظر مىآيد تا آنكه به جايى مىرسد كه مرئى نمىشود و هر قدر كه نزديكتر مىآيد بزرگتر مىنمايد تا به حدّى كه نصف كره عالم را فرو مىگيرد و ديگر مرئى نمىشود. و ادراك عقل با مدرك