مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٥٨
او است، چنانكه در كلام مجيد وارد شده است كه: وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ (محمد، ٣٨).
فصل هفتم در ذكر آنكه بارى تعالى مبتهج به ذات خود است
و نظير اين معنى كه در حقّ ما به لذّت و غبطه و فرح و سرور تعبير مىشود در آن حضرت نيز به جمال و كمال ذات خودش حاصل است به نحوى كه كسى آن را وصف نمىتواند نمود. و ابتهاج و لذّت ملائكه به مطالعه جمال حضرت ربوبيّت بيشتر از ابتهاج ايشان است به كمال خود ايشان. و بيان آن موقوف به تمهيد چند قاعده است:
قاعده اوّل: معرفت معنى لذّت و الم است. و لذّت عبارت از ادراك ملائم است، و الم عبارت از ادراك منافر. و نه اين است كه هر يك از اين دو معنى صفتى باشد تابع ادراك ملائم يا منافر، بلكه ادراك اسم عامّى است كه منقسم مىگردد به لذّت و الم و چيزى كه هيچ يك از اين دو نباشد.
و قاعده دوم: معرفت آن است كه ملائم هر قوّهاى فعل همان قوّه است به نحوى كه مقتضاى طبع آن باشد بدون آفتى و عايقى. پس مقتضاى قوّه غضبيّه غلبه و انتقام است و لذّتش به همان است و مقتضاى شهوت ذوق است و مقتضاى خيال وهم و اميد است و لذّت هر يك به همان است و همچنين ساير قوى.
و قاعده سوم: معرفت آن است كه قواى باطنه عاقل كامل بر قواى ظاهرهاش غلبه دارد، و لذّات قواى حسّيّه در نظر او در پيش لذّات قواى عقليّه و وهميّه حقير و ناچيز مىنمايد. و از اين است كه اگر ساقط الهمّه دل مرده كه قواى باطنهاش خمود داشته باشد مخيّر گردد در ميان حلوا و هريسه يا استيلاء بر اعداء و ادراك اسباب رياست، حلوا و هريسه را اختيار مىنمايد. و اگر صاحب عقل بلندهمّتى مخيّر گردد لذّت طعام را در جنب لذّت رياست و غلبه بر اعداء حقير مىشمارد.
و قاعده چهارم: معرفت آن است كه هر قوّهاى جز آن نيست كه از براى او همان لذّت آن چيزى است كه آن قوّت قوّت بر آن است هرگاه موافق او باشد، يعنى از براى هر قوّتى است لذّت خاصّ خودش نه لذّت قوّت ديگر و ليكن لذّات قوى متفاوت مىگردد به حسب تفاوت ادراك و تفاوت قوى و تفاوت معنى مدرك. پس به هر قدر كه قوّه فى نفسه اقوى و در