مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٥٧
ثبوت هر چيزى براى او فرع ثبوت آن است براى نفس خود، همچنين عشق به ذاتش مبدأ عشق ساير اشيائى است كه لايق او و مختار در نزد او است. و اگر ما را عشق به ذوات خود نمىبود التذاذى براى ما در هيچ چيز نبود. پس شعور هر كس به ذات خودش اصل سعادت او است، زيرا كه مبدأ شعور به هر خيرى همان است، چنانكه معلوم شد.
پس حكمت بارى تعالى در ايجاد موجودات كه بر احكم و اصلح وجوه واقع است به عشقى كه در جميع اشياء سارى است انتظام يافته است.
و امّا جود بارى تعالى فيضان وجود است از او بر هر چيزى كه قابل وجود باشد بدون منعى و بخلى و تعويضى، خواه آن چيز از قبيل جوهر عينى باشد و خواه از قبيل ثنا و مدح و دعا و آوازه نيك.
و جواد حقيقى آن كس است كه عطايش براى تحصيل اولويّتى كه به خودش راجع گردد نباشد و الّا آن عطا جود نخواهد بود، بلكه معامله و استعاضه خواهد بود. و چنين كسى عادم كمالى خواهد بود كه به اين عمل نقص خود را منجبر گرداند و در حدّ ذات خود از كمال مطلق قاصر باشد. و در كسى كه كمال بىنقص و تمام بىقصور و فعل بىقوّه باشد البتّه فعلش از ذاتش منبعث مىگردد و كرمش از حاقّ حقيقتش ناشى مىشود بدون آنكه معلّل به غير و مستند به ما سوى باشد. پس جود حقيقى خواهد بود.
و چون اين مقدمه معلوم است كه هر مختارى كه قصد اختيار يكى از دو طرف فعلى نمايد كه هر دو طرف آن نسبت به ذات و قدرت او متساوى باشند ناچار به مرجّحى محتاج خواهد بود كه يك طرف را در نزد او راجح گرداند. پس ترجيح بر اراده مقدّم خواهد بود و فاعليّتش به ذات بذاته نخواهد بود، بلكه به واسطه غيرى خواهد بود، پس در صفت كمال به غيرى محتاج خواهد بود. پس غنىّ مطلق نخواهد بود.
زيرا كه غنى مطلق آن كس است كه فعلش از آن برتر باشد كه به اراده زائده بر ذات موقوف باشد، زيرا كه از اين لازم مىآيد كه چيزى از چيزها اشرف از ذاتش باشد كه آن چيز داعى و باعث بر آن شود كه مرتكب آن فعل گردد بعد از آنكه ذاتش چنين نبود. پس ذاتش غنى مطلق نباشد.
پس حقّ اوّل چنانكه به اعتبار وجوب وجود غنى در ذات است همچنين غنى در فعل نيز هست، پس غنى مطلق او است. و هر چه غير او است به اعتبار امكانش فقير و محتاج به