مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٤٥
در نزد او نيست، تا آنكه اگر آن ذوات عينيّه يا صور علميّه در مرتبه ذات نباشند و در مرتبه متأخّر از ذات باشند، چنانكه در واقع چنين است، لازم آيد كه واجب در حدّ ذات فاقد كمال باشد و كمالش در مراتب متأخّره از ذات حاصل گردد و از آن لازم آيد كه مستكمل به غير و ناقص در حدّ ذات باشد، تعالى عن ذلك علوّا كبيرا؛ بلكه كمال علمى او آن است كه در عاقليّت به مرتبهاى باشد كه به انكشاف ذات خودش به ذات خودش بر ذات خودش جميع اشياء بذواتها بر ذات او منكشف گردند، بنا بر آنكه معلولات او از همان حيثيّت كه معلولاتند معقولاتند و بالعكس، بىهيچ تفاوت نه به ذات و نه به اعتبار، مگر به حسب لفظ، و به همين اعتبار تقديم و تأخير در تعبير واقع مىشود نه در معبّر عنه.
پس در صورتى كه معقوليّت ذات واجب مبدأ معقوليّت جميع اشيا و انكشاف آنها در نزد او باشد- چنانكه وجودش مبدأ وجود همه آنهاست، و همه مرتبط و منتسباند به او به ترتيب سببى و مسبّبى، و ترتيب وجودى صدورى بعينه ترتيب عقلى شهودى است- هرآينه ذات او علم به جميع موجودات خواهد بود، و ذات او تعالى اولى خواهد بود به آنكه آن را علم به موجودات عينيّه گوييم از صور حاصله از موجودات در اذهان، زيرا كه معلوميّت اشيا به صورت معلوميّت بالعرض است، چنانكه سبق ذكر يافت، و معلوميّت آنها به سبب معلوميّت ذات بارى بر ذات خودش كه مبدأ وجود آنهاست بر نعت انكشاف و ظهور در نزد او معلوميّت بالذّات است چنانكه مقرّر شد. و شكّى در اين نيست كه آنچه به آن چيزى بالذّات معلوم شود به تسميه به علم اولى است از آنچه شىء به آن بالعرض معلوم گردد.
پس در علم بارى به كلّ اشياء كثرتى هست كه حاصل است بعد از ذات و همه آن متكثّرات بر او منكشفاند به وحدت او، و او به ذات خود به جميع موجودات علم دارد نه به غير، پس ذات او عين علم به جميع اشياء است.
اين است غايت آنچه در اين مطلب به حسب نظر بحثى و سلوك فكرى ما را ميسّر گرديده است، و حقّ وصول به اين مطلب شريف عالى محتاج است به سلوك طريقه ابرار از آن كسانى كه ايشان را ارتقاى به ملكوت اعلى ميسّر گرديده است، تا آنكه غشاوه طبيعت و ظلمت هيولى از حدقه بصيرت مرتفع گردد و چيزى از انوار علوم انبياء و ملائكه درخشان شود.