مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٣١
و چنانكه معلوم اگر وجود ادراكيش در جسم يا جسمانى باشد محسوس خواهد بود نه معقول، به سبب آنكه مصادف عوارض غريبه و انفعالات مادّيّهاى است كه مانع انطباق آن است بر كثيرين. و اگر در جوهر غير جسمانى باشد معقول است نه محسوس، به جهت آنكه خالى است از آنچه او را از مطابقه بر كثيرين منع مىنمايد، همچنين هر قوّه جسمانيّه كه ادراك صورتى نمايد آن صورت در مادّه آن قوّه حلول مىكند، زيرا كه اگر حلول در قوّه نمايد بدون حلول در مادّه هرآينه براى آن قوّه قوام وجودى خواهد بود بدون مادّه، پس جسمانى نخواهد بود. پس آن صورت خالى نخواهد بود از آنچه موجب محسوسيّت و عدم انطباق آن بر كثيرين باشد.
و هر جوهر قدسى كه ادراك صورتى نمايد معقول خواهد بود و بر كثيرين صدق خواهد كرد، زيرا كه گرفتار سلاسل و اغلال مادّه نيست.
و از آنچه مذكور شد محقّق گرديد كه مدار عاقليّت و معقوليّت بر آن است كه شىء از مادّه بالكلّيّه مجرّد باشد و مدار حاسيّت و محسوسيّت بر آن است كه شىء متعلّق به مادّه باشد نوعى از تعلّق اگر چه مدار ادراك مطلقا بر نوعى از تجريد است، ليكن تعقّل به تجريد تامّ و به نزع محكم است و ساير ادراكات حسيّه به تجريدات ناقصه متفاوتة المراتب. و دليل بر اين آنكه اگر اثرى از محسوس در حاسّ حادث نشود حالت قبل از احساس و بعد از آن مساوى خواهد بود، و اگر آن اثر مناسب يا محسوس نباشد اثر او نخواهد بود، پس حصول آن اثر در حاسّ احساس آن محسوس نخواهد بود. پس ناچار بايد كه آن اثر صورت آن محسوس باشد مجرّد از مادّه و اگر چه غشاوهاى از كم و كيف و وضع و متى با آن باشد.
و اگر كسى گويد: كه فرق چيست كه چون وضع مثلا مقارن جسم مىشود آن را مشار اليه و محسوس مىگرداند، و چون مقارن جوهر عاقل مىشود اين اثر نمىكند؟
مىگوييم: كه فرق اين است كه چون مقارن جسم و جسمانى مىشود در آن اثر مىكند چنانكه مذكور شد، و چون مقارن مدرك مىشود در آن اثر نمىكند، زيرا كه اگر در مدرك اثر كند بايد كه مدرك به رفع آن معدوم شود، چنانكه متخيّل كه از اقتران به عوارض غريبه مؤثّر در آن خالى نيست اگر آن عوارض از آن مرتفع گردد متخيّل نخواهد بود، و معقول از معقوليّت بيرون نمىرود خواه مجرّد از عوارض باشد و خواه مقرون به آنها، زيرا