مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٢٨
غيبت آنها نسبت به گرفتاران زندان زمان و محبس مكان است.
و نسبت به كسانى كه ذوات ايشان از اين دو مبرّاست تجدّد و تصرّمى ندارند، چه جاى آنكه نسبت به كسى كه از همه اعلى و ارفع است، و او است اله هر عقل و نفس، پس او ارفع و اقدس است از آنكه در تغيّر و تجسّم واقع گردد. چنانكه يكى از مشايخ گفته است كه:
«در نزد پروردگار صباحى و مسائى نمىباشد». يعنى نسبت پروردگار منزّه از عار تغيّر و تجدّد به همه امور متجدّده متغيّره نسبت واحده و معيّت قيّوميّه غير زمانيّه است، و ادراك اين معنى به لطف قريحه محتاج است.
و از اين بيان ظاهر مىشود معنى قول شيخ رئيس كه در تعليقات گفته است كه: «همه اشياء در نزد اوايل واجباتند و در آنجا امكانى نمىباشد، پس اگر چيزى در وقتى موجود نباشد از جهت قابل خواهد بود نه از جهت فاعل، زيرا كه در هر جا كه استعداد در مادّه بهم مىرسد البته از آنجا صورت بر آن فايض مىگردد، و منع و بخلى در آنجا نمىباشد. پس همه اشياء در آنجا واجباتند و نه اين است كه در وقتى حادث شوند و وقتى حادث نشوند و در آنجا مثل آنكه در نزد ماست نيست» [١].
فصل دوم در بيان علم واجب تعالى به ذات خودش
و بيان آن را تمهيد چند مقدّمه ضرور است. اوّل: از آنجا كه حكما اتّصاف معدوم مطلق را به احكام وجوديّه محال دانستهاند، حكم نمودهاند كه اشيائى كه در خارج معدوم و محكوم عليه به احكام وجوديّهاند در اذهان موجودند، خصوصا در صورتى كه ديدهاند كه گاهى سبب تحريكات و تأثيرات خارجيّه نيز مىشوند. چنانكه تخيّل مشتهاى لطيف احداث حالتى در بدن مىكند و به تخيّل حموضت در بدن انفعالى و قشعريرهاى بهم مىرسد. و اگر براى صورت بيتى كه شخص اراده بناى آن را دارد وجودى نباشد چگونه موجب تحريك اعضا براى بنّاء مىشود و منشأ وجود بيت در خارج مىگردد؟
و حكايت كردهاند كه يكى از ملوك را فالج عارض شد و هيچ علاج جسمانى فايده
[١] . ابن سينا، التعليقات، ص ٢٩.