مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٢٢
صرف وجود بودن ثانى او باشد چون به امعان نظر ملحوظ گردد ظاهر مىشود كه آن چيز همان او است، زيرا كه در صرف شىء تميّز و فرق نمىتواند بود. پس معلوم شد كه مجد و علوّ و بهاء واجب تعالى به نفس حقيقت مقدسه او است، نه به چيزى كه قائم به او باشد.
(خطبه امير المؤمنين و سيّد الموحّدين عليه السلام)
و در بعضى از خطب امير المؤمنين و سيّد الموحّدين عليه ازكى صلوات المصلّين تصريح به اينكه صفات زايد بر ذات نيست واقع شده در آنجا كه مىفرمايد:
«أوّل الدين معرفته، و كمال المعرفة التصديق به، و كمال التصديق به توحيده، و كمال توحيده الاخلاص له، و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه، لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف، و شهادة كلّ موصوف أنّه غير الصفة. فمن وصفه سبحانه فقد قرنه، و من قرنه فقد ثنّاه، و من ثنّاه فقد جزّاه، و من جزّاه فقد جهله، و من أشار إليه فقد حدّه، و من حدّه فقد عدّه، و من قال فى م فقد ضمّنه، و من قال على م فقد أخلى منه» [١].
مترجم گويد: كه مصنّف قدّس سرّه در كتاب اسفار بعد از نقل اين كلام شريف گفته است كه: اين كلام با وجازت و اختصارش متضمّن است اكثر مسائل الهيّه را با براهين آنها. و ما اشاره مىكنيم به قليلى از بيان اسرار و انموذجى از كنوز انوار آن.
پس گفته است كه: آنچه فرموده است كه «أوّل الدين معرفته» اشاره است به اينكه معرفة اللّه هر چند به وجه باشد ابتداى ايمان و يقين است، زيرا كه تا تصوّر چيزى نشود تصديق به وجود آن ممكن نمىشود. و از اين جاست كه مىگويند: مطلب ماء شارحه مقدّم بر مطلب هل بسيطه است، مثل تقدّم بسيط بر مركّب.
و اينكه فرموده است كه «و كمال المعرفة التصديق به»، بيان اين مطلب است كه هر كه دانست كه معنى واجب الوجود وجود متأكّد است كه چيزى اتمّ از آن نمىباشد و همه ممكنات و وجودات ناقصة الذّوات كه قرين نقايص و اعدام و قصوراتاند به او محتاجند، جزم مىكند كه ناچار بايد كه واجب الوجودى موجود باشد و الّا لازم مىآيد كه هيچ موجودى در عالم نباشد.
[١] . نهج البلاغه، خطبه ١، ص ٤٠.