مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦١١
إلى الدّيمومة و البقاء، مهتدية لطلب المصالح و المنافع، لتكون دالّة على صنع قادر حكيم و مدبّر عليم.
استبصار و اكمال
طايفهاى از حكماى الهيّين و محقّقين صوفيّه گفتهاند كه براى جميع اجرام عالم يك نفس است. و اين مطلب را به برهانى اثبات نمودهاند كه بعضى از مقدّمات آن حدسيّه است.
پس بنا بر اين كلّ عالم حيوان واحدى خواهد بود صاحب قواى بسيار، و يك بدن كه مؤلّف است از اعضاى متشابه و غير متشابه كه قوى و افعال مختلفه در آنها است و بعضى به بعضى ديگر باقى مىمانند و از يكديگر منتفع مىگردند چنان انتفاعى كه بعضى محسوس و بعضى معقول است.
و در رسائل اخوان الصفا به ابسط وجهى بيان آنكه عالم حيوان واحد است مذكور است.
و ارسطاطاليس نيز به آن تصريح نموده است.
پس چنانكه عقل حكم صريح مىكند به اينكه خالق زيد مثلا واحد است و متعدّد نمىتواند بود، همچنين فطرت سليم حكم مىكند به اينكه خالق عالم بجميع أجزائه واحد حقّ است و شريكى براى او نيست.
و در اينجا سرّ حكمى هست كه تنبيه بر آن ضرورت است، و آن اين است كه: اشتمال عالم بر اجزاء كثيره متباينه منافى صدور آن از فاعل حقّى كه به هيچ وجه و به هيچ حيثيّت تكثّر در او نباشد نيست، و از آن لازم نمىآيد كه كثير از واحد حقيقى صادر شده باشد، زيرا كه براى عالم از آن حيثيّت كه واحد شخصى است دو جهت مىباشد: يكى جهت وحدت شخصيّه و ديگر جهت كثرت اجتماعيّه. و فرق ميان اين دو جهت فرق نحو اجمال و تفصيل است.
پس اگر از رهگذر وحدت شخصيّه ملحوظ گردد از اين حيثيّت اصلا كثرت در آن نمىباشد و حكم مىشود كه بالذّات و به قصد اوّل مستند است به خداوند واحد حقّ بدون وسطى و شرحى و علّت فاعليّه آن بعينها علّت غائيّه آن است چنانكه در بسايط نوريه چنين است.
و هرگاه از جهت كثرت تفصيليّه ملاحظه شود حكم مىشود كه صدورش به ترتيب