مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٦٨
مراد به جميع اشياء جميع كائنات فاسده باشد، و ظلمت و هاويه به هيولى اولى تأويل شود، به جهت آنكه هيولى از همه ذوات اظلم و اوحش و از نور الانوار ابعد است. و تعبير از آن به خلأ و فضا كنايه است از خلوّ آن از جميع صور و مقادير به حسب ذات، و غير متناهى بودن آن اشاره است به آنكه قوّه قبول صور و هيئات غير متناهى كه از واجب اعلى بر آن افاضه شود در آن هست.
و حكماى طبيعيّين را به سوى وصول به اين مطلب طريقى ديگر هست. و آن چنان است كه مىگويند كه: «حركت در اجسام فلكيّه ظاهر و مشاهد است»، و اثبات مىنمايند كه آن حركت نه طبيعى است و نه قسرى، بلكه حركتى است نفسانى كه از روى شوق به غايتى بهم رسيده است. و آن غايت غضبى و شهوى نمىتواند بود، زيرا كه افلاك از اين دو مبرّاست، و نمىتواند بود كه مقصد و غايت اجسام واقعه در تحت يا فوق آنها يا نفوس متعلّقه به آن اجسام باشد. و بيان جميع اينها به برهان مذكور خواهد شد، إن شاء اللّه تعالى.
پس به ظهور رسيد كه بايد غايت آنها امرى باشد قدسى كه از مادّه به جميع وجوه مفارق و صاحب قوّه غير متناهيه باشد، و تحريكش مر افلاك را براى استكمال خودش نباشد. پس آن امر قدسى اگر واجب الوجود است فهو المطلوب، و اگر واجب الوجود نيست بايد به واجب الوجود منتهى شود، دفعا للدّور و التّسلسل.
و معلّم مشّائين در كتاب مسمّى به تعليم اوّل، هم در سماع طبيعى از فنّ طبيعيّات، و هم در كلّيّات از فنّ الهيّات، اين طريق را پيموده است.
و در كتاب الهى در حكايت از خليل على نبيّنا و عليه السلام به همين طريقه اشاره شده است، زيرا كه از ظهور حركات در فلكيّات و انفعال عنصريّات از تغيّر كرات عاليات و از تفاوت آن اجرام در عظم و شرف و نورانيّت حكم فرمود كه مبدع و منوّر و محرّك آنها بايد كه نه جسم باشد و نه جسمانى، و فرمود كه: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، (انعام، ٧٩) و به ملاحظه متحرّك بودن افلاك مندفع مىگردد توهّمى كه گروه دهريّه، خذلهم اللّه، كردهاند و پنداشتهاند كه افلاك در وجود غاية الغاياتاند، و به ثبوت مىرسد كه وراى آن چيزى ديگر هست كه مبدع و محرّك آنها باشد بر سبيل تشويق عقلى و امداد نورى، چنانكه