مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٤٢
از آن به ملك. و اگر ارتقا نباشد منع مستحق از كمال لايق وجود الهى نيست.
و جوابش: در نزد اشراقيّين آن است كه براى هر نوعى از انواع حيوانيّه بلكه نباتيّه هم ملكى هادى و عقلى ملهم هست متّصل به او كه او را به خصائص افعالش هدايت مىكند. و آن ملك ربّ طلسم و مقوّم ماهيّت و صاحب عنايت به افراد نوع اوست. و اختلاف انواع در خسّت و شرف به جهت اختلاف مبادى آنهاست در شدّت نوريّت و ضعف آن و قرب به نور الأنوار و بعد از آن. و در نزد مشّائين آن است كه غرايب ادراكات بعضى حيوانات و تحريكات آنها به معاونت قواى فلكيّه و الهامات سماويّه است، و مىتواند كه از قواى جرميّه به مناسبات مزاجيّه حركات ادراكيّه صادر گردد، مانند حال ابل و تلذّذش از سمعيّات. و بر تقدير آنكه براى آنها نفوس غير منطبعه متوجّه به جانب كمالات باشد نبايد كه كمال آنها البته عقلانى باشد، چنانكه براى بسيارى از مردم در نشئه آخرت درجه عقليّه نيست و براى ايشان لذّات و كمالات خياليّه و ابتهاجات ظنّيه هست كه غايت كمال در حقّ ايشان همين است، زيرا كه براى ايشان شوقى به عقليّات و نصيبى از ملكوت اعلى نيست. و محال منع مستحق است از آنچه در حق او لايق باشد. و بر تقديرى كه استعداد به جانب كمال عقلى براى آنها باشد نبايد كه مستدعى گذار بر درجه انسانيّت باشد، زيرا كه طرق الى اللّه [٤٩٣] منحصر در يك راه نيست. [١]
فصل هيجدهم در ذكر متشبثات قائلين به تناسخ و جواب از آنها
و يكى از آن شبهات: آن است كه مىگويد سبب احتياج نفوس به ابدان آن است كه در اصل فطرت ناقص و بالقوّهاند و معلوم است كه نفوس عصات و اشقيا به واسطه كفران به نعم بارى تعالى اخسّ و انقص از آنچه در اوايل فطرت بر آن بودهاند گرديدهاند، پس احتياج ايشان به موادّ بدنيّه شديدتر و قوىتر خواهد بود.
[جواب:] و فاضل علّامه در اسفار و در مبدأ و معاد از اين جواب داده است كه نفوس در اوّل تكوّن در جميع ملكات و كمالات، خواه حسّى و خواه خيالى و خواه عقلى، بالقوّه
[١] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٩، ص ٢- ٢٥، (با اندك تفاوت).